اثر تراکم بوته و فاصله ردیف کاشت بر ماده خشک و شاخص سطح برگ لوبیا قرمز رقم صیاد

اثر تراکم بوته و فاصله ردیف کاشت بر ماده خشک و شاخص سطح برگ لوبیا قرمز رقم صیاد

حسين پورهاديان1، نبي هداوند2*

1-     عضو هيأت علمي دانشگاه پيام نور استان لرستان- واحد ازنا

 2- مدير جهاد كشاورزي شهرستان ازنا

آدرس مكاتبه كننده*: لرستان- ازنا- مديريت جهاد كشاورزي09166640439 فكس: 06664222016ايميل: nabihadavand@yahoo.com

چكيده

با بررسی ماده خشک و شاخص سطح برگ (LAI) تحت تأثیر عوامل متفاوت از جمله تراکم بوته و فواصل ردیف کاشت می‌توان واكنش‌هاي مختلف گياه به شرایط محیطی را تشخیص داد و به موانع موجود بر سر راه حداكثر توليد گياه پی برد . به همین منظور آزمايشی در قالب طرح بلوک کامل تصادفي با آرايش كرت‌هاي يک بار خرد شده با 4 تکرار در مرکز خدمات کشاورزي شهرک المهدي ازنا در اواخر ارديبهشت ماه اجرا شد. در اين مطالعه لوبياي قرمز رقم صياد در فواصل رديف کاشت 20، 30  و 45 سانتي‌متر به صورت با تراکم 40،50 و 60 بوته در مترمربع و در عمق 5 سانتي‌متري کشت شد.

فواصل رديف كاشت 20 سانتي‌متر و تراكم 60 بوته بيش‌ترين وزن خشك بودند. روند تغییرات وزن خشک درتمام تیمارها مشابه بود. به‌طوری‌که رشد خطي با تجمع حدود 707 درجه- روز رشد شروع شده و تا تجمع حدود 1081 درجه- روز رشد ادامه داشت و بعد از آن رشد كند شده و با دريافت 1263 درجه- روز رشد، کاهش یافت. با کاهش فاصله رديف كاشت و تراکم بوته، LAI كاهش يافت. روند تغییرات این شاخص در تما فواصل ردیف و تراکم بوته یکسان بود. روند عمومي تغييرات LAI با تجمع حدود 322 درجه- روز رشد خطي شده، با دريافت حدود891 درجه- روز رشد به حداكثر رسيد و سپس شروع به كاهش كرد و این کاهش تا ا پایان فصل ادامه داشت. در نهایت می‌توان نتیجه گرفت که مقدار وزن خشک و LAI تحت تأثیر فاصله ردیف و تراکم بوته قرار می‌گیرند پس می‌توان با مدیریت این شاخص‌ها استفاده لازم را برد.

کلید واژه: لوبیا قرمز، تراکم بوته، فاصله ردیف کاشت، وزن خشک و LAI.

 

اثر تراکم کاشت روی برخی صفات رشد رویشی و عملکرد سیب رقم گراني اسميت روي پايه رويشي 26M

اثر تراکم کاشت روی برخی صفات رشد رویشی و عملکرد سیب رقم گراني اسميت روي پايه رويشي 26M

نبی هداوند1 و علیرضا طلایی2

1- مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان ازنا، لرستان 2- دانشگاه تهران، دانشکده کشاورزی، گروه باغبانی

چکیده

تراکم کاشت عامل بسیار مؤثری بر رشد درخت و عملکرد در واحد سطح مي‌باشد. اثر چهار تراکم کاشت (1904، 2666، 3137 و 4800 درخت ‌در‌ هکتار) روي برخي پارامترهاي رشد و عملکرد درخت سيب رقم گراني اسميت روي پايه رويشي 26M در قالب طرح بلوکهای ‌کامل ‌تصادفي بررسی شد. اثر تراکم کاشت بر رشد رويشي شاخه سال جاري، سطح مقطع عرضي تنه، ارتفاع انتهای فصل، تغيير ارتفاع سالیانه و عملکرد در هکتار درختان معني‌دار بود. با افزايش تراکم تنها سطح مقطع عرضي تنه کاهش و سایر خصوصیات رویشی افزایش یافتند. به‌طوري‌که با تغییر تراکم از ‌1904 به 4800 درخت در هکتار رشد سطح مقطع عرضي تنه 1/2 سانتی‌متر مربع کاهش نشان داد ولی رشد رويشي شاخه سال جاري، ارتفاع درخت در انتهای فصل، تغییر ارتقاع سالیانه درخت و عملکرد در هکتار به ترتیب به میزان 94/30، 8/94 و 08/64 سانتی‌متر و 63/23 تن در هکتار افزایش یافتند. با توجه به نتايج اين تحقيق بهترين تراکم کاشت برای حصول بالاترین عملکرد 4800 درخت در هکتار می‌باشد.

کلید واژه: تراکم کاشت، درخت سیب، رشد رویشی و عملکرد.


 

منبع : کتاب طبّ المفید

داروخانه پروردگار

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/67020277958292040186.jpg

هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است. مردمک و عنبیه و خط نوری که

 به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد. تحقیقات نشان میدهد

 که مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در عملکرد چشم میشود.

 

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/08409187456439233511.gif
 


http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/00786383150924351276.jpg
 

وقتی گوجه فرنگی رو از وسط دو نیم میکنید چهار تا خونه میبینید که قرمزه و

 دقیقا مثل قلب هستش که اون هم قرمزه و چهار تا بخش مجزا داره .

 تحقیقات نشون داده که گوجه فرنگی خون رو تصفیه میکنه .

 

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/08409187456439233511.gif


http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/25482283530577643157.jpg
 

حبه های انگور روی خوشه شبیه قلب هستش و هر دونه اون

 شبیه سلولهای خونی. امروزه تحقیقات نشون داده که

 انگور برای حیات قلب بسیار مفیده.


http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/08409187456439233511.gif


http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/60390354986080997884.jpg

مغز گردو شبیه مغز انسان هستش. نیم کره راست و نیم کره چپ .

 قسمت بالای مغز و پایین مغز. حتی چین خوردگی های و

پیچیدگی های اون هم شبیه نئو کورتکس میباشد .

 در حال حاضر میدانیم که گردو ۳۶ مرتبه نورونهای پیام رسان

 به مغز را گسترش میدهد.

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/08409187456439233511.gif

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/13085962770830245322.jpg

تا حالا به لوبیا قرمز دقت کردین؟ درسته ... شبیه کلیه انسان هست .

 تحقیقات نشون داده که لوبیا قرمز در بهبود عملکرد کلیه نقش بسزایی داره .

 
http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/08409187456439233511.gif

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/04759412232370876798.jpg

 

ساقه کرفس شبیه به استخوان است و این نوع از سبزیجات

 در استحکام استخوان بسیار موثر میباشد. استخوانها تشکیل شده

 از ۲۳٪ سدیم و کرقس هم ۲۳٪ سدیم داره . چنانچه

 در رژیم غذایی شما سدیم وجود نداره کرفس میتونه این کمبود رو جبران کنه .

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/08409187456439233511.gif


http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/29949795855608543682.jpg
 

آوکادو و گلابی و بادمجان برای سلامت سرویکس و رحم در خانمها

 بسیار موثر میباشد. امروزه تحقیقات نشان میدهد که اگر خانمها

در هفته یک عدد آوکادو مصرف نمایند هورمونهای آنها متعادل میشود و

 از بروز سرطان رحم جلوگیری میکند . جالبه که بدونید ۹ ماه

 از شکوفه کردن آوکادو تا رسیدن میوه آن طول میکشه .


http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/08409187456439233511.gif

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/02546201328877400182.jpg
 

انجیر پر از دونه هستش که باعث افزایش تعداد و

حرکت اسپرم مرد و همچنین جلوگیری از عقیم شدن میشود .

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/08409187456439233511.gif

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/95321128413225437149.jpg

سیب زمینی استامبولی شبیه لوزالمعده هستش که

 باعث تعادل قند خون در بیماران دیابتی می شود .

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/08409187456439233511.gif


http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/22904362516254867894.jpg
 

زیتون به سلامت و عملکرد تخمدان کمک میکند.


http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/08409187456439233511.gif


http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/86305990041958571828.jpg

کریپ فروت و پرتقال و انواع مرکبات شبیه غده های شیری هستند و

در سلامت سینه و جنبش غدد لنفاوی در سینه موثر است .


http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/08409187456439233511.gif


http://www.iranvij.ir/upload/images_aban91/26936715361586265201.jpg

پیاز شبیه سلولهای بدن میباشد. امروزه تحقیقات نشان داده است

 که پیاز نقش مهمی در خروج مواد زائد در بدن را داراست و

 باعث ریزش اشک و شستشوی لایه مخاطی چشم میگردد.

(بر گرفته از وبلاگ گروه ریاضی دلفان)

ويژگيهای فضايی وزمانی خشكسالی

ويژگيهای فضايی وزمانی خشكسالی

1-   آغازوخاتمه خشكسالي
بطوركلی تشخيص زمان آغازو خاتمه خشكسالی مساله بسيار مشكلی است . اصولا” زمان آغازخشكسالی عمدتا” به تعريف مورد استفاده وابسته است . بديهی است كه اين زمان با توقف آخرين بارش مفيد آغازنمی شود بلكه ممكن است تا زمان اتمام ذخيره رطوبت خاك به طول انجامد. اين حالت نيز بارشهاي هرچند اندك درزمان آغاز خشكسالی ، پيچيدگي خاصي پيدار ميكند، بنابراين درحالت كلی می توان گفت زمان آغازخشكسالی ، زماني است كه ذخيره رطوبتی چه درمحيط خاك (خشكسالي كشاورزي ) وچه درمخازن آبی(خشكسالی هيدرولوژيك ) خاتمه يافته باشد . انتهای خشكسالی نيز كه مساله قابل توجهی محسوب می شود. پايان خشكسالی نسبت به زمان آغاز محسوستر است .
درامر كشاورزی، پايان خشكسالی ، زمانی است كه نزول باران، رطوبت مورد نياز خاك را تامين نمايد. درهيدرولوژی ، زمانی كه جريان رودخانه مجددا؛ برقرارشده ومخازن زيرزمينی تغذيه مجددشوند زمانی پايان خشكسالی درنظرگرفته ميشود. زمان آغازتاپايان خشكسالی كه به عنوان دوره تداوم خشكسالی مفروض خوانده می شود يكي از ويژگيهای اساسی خشكسالی محسوب می گردد. مقياس زمانی دوره تداوم يك خشكسالی می تواند از روز و ماه تا سال تفاوت نمايد. هرقدر دوره تداوم خشكسالی طولانی ترشود، ميزان ذخايرآب منطقه ، تحت خطرجدی قرارگرفته و به همين جهت می تواند شدت خشكسالی رخداده را افزايش دهد .

2-   شدت خشكسالی
چنانچه قبلا” نيز ذكر شده قدرميزان كمبود بارندگی نسبت به شرايط ميانگين كمتر باشد به همان اندازه ميزان تاثير خشكسالی بيشتر نمود عينی پيدا می كند . علاوه براين، ميزان استمرارحالت خشكسالی دريك منطقه نيزگويای شدت خشكسالی درهمان منطقه است، يعني درشرايطی كه خشكسالی تنها براي يك ماه استمرار داشته باشد احتمال دارد بارش ماه بعد ، ميزان كمبود ماه مزبور را جبران نمايد، ولی اگر ماه بعدی نيز خود نسبت به شرايط طبيعی كمبود داشته باشد ، به مراتب در شدت بخشيدن به حالت خشكسالی موثر خواهد بود.
ميزان كاستی درمتغير مورد مطالعه و همچنين ، زمان استمرارآن ، بيانگر شدت خشكسالی است . به همين منظور برای مشخص ساختن اين عامل درمطالعه خشكسالی ، محققان با استفاده از شاخصهای مختلف سعی می كنند درجه ناهنجاری منفی متغير مورد مطالعه را نيز مد نظر قراردهند.

3-   فراوانی خشكسالی
فراوانی خشكسالی نيز ازاهم ويژگيهای موردمطالعه دربررسی يك منطقه بشمار     می آيد كه می تواند درمقايسهای مختلف زمانی ( برای مثال سالانه ، ماهانه و فصلی ) محاسبه شود. با توجه به وجود شدتهای مختلف خشكسالی ، بررسی فراوانيها مي تواند براي هريك از آنها با تفكيك صورت گيرد. محاسبه توزيع فراوانی درشدتهای مختلف می تواند درارزيابی قابليت منطقه مورد مطالعه نسبت به شدتهای مختلف خشكسالی كاربرد داشته باشد. اين محاسبه می تواند از طريق توابع توزيع احتمال فراوانی براي بررسي احتمال وبا دوره های برگشت خشكسالی برای پيش بينيهای آتی مورد استفاده قرارگيرد.

4-   وسعت منطقه ای خشكسالی
رخداد خشكسالی می تواند درمنطقه ای با وسعت چند صد كيلومتر اتفاق افتد ولی امكان دارد شدت ودوره تداوم آن درسراسر منطقه يكسان نباشد . خشكسالی قاره ای كه خصوصا؛ درمناطق خشك اتفاق می افتد درناحيه وسيعی كه صدها ، بلكه هزاران كيلومتر- مربع را می پوشاند ، گسترش پيدا می كند . به نظر محققان استراليا ، احتمال دارد اين پديده نيمی از استراليا را درطی 50 سال آينده فراگيرد ( س . ه . ج 1975) دررابطه با وسعت خشكسالی يوجيچ ( 1975 ) براساس تحقيقات خودخواص منطقه ای خشكسالی را بشرح ذيل فهرست نموده است :

الف ) پوشش منطقه ای با شرايط متوسط قاره ای كه از 5 تا 15 ميليون كيلومتر  مربع را فرامی گيرد.
ب)            درنتيجه شدت خشكساليهای بزرگ ، وسعت آن فراتر از پوشش منطقه ای می گردد.
ج ) انتظارمی رود شكل منطقه تحت تاثير به وسيله يك خشكسالی ، بيشتر به يك لوزی شبيه   باشدتايك دايره .
دررابطه با وسعت خشكسالی اتفاق افتاده ، سابرامانيام (1967) طبقه بندی جدول 1 را ازنظر شدت خشكسالی عنوان می نمايد.

 جدول 1- طبقه بندی وسعت خشكسالی ازنظر سابرامانيام 

گروه خشكسالی

درصد منطقه تحت پوشش

محلی

كمتراز 10

وسيع

20-11

بسياروسيع

30-21

فوق العاده بااستثنايی

50-31

مصيبت بار

بيشتراز 50

 5-   دوره تناوبی رخداد خشكسالی
بررسيهای مربوط به احتمال تكرار خشكساليها و سايرپديده های طبيعی به صورت رخدادهای  منظم ، بخش زيادی از تحقيقات محققان را به خود اختصاص داده است . بطوری كه بيش از 1000 مقاله دررابطه با ارتباط رخدادهای آب و هوايی با سيكل 11 ساله كلفهای خورشيدی تهيه شده است ( بران ورادير ،1985) كلفهای خورشيد عبارت ازلكه هايی هستند كه به دليل اختلاف درجه حرارت درسطح خورشيد ، بصورت لكه های سياهی بنظر می رسند . چگونگی پيدايش اين لكه ها هنوز به درستی شناخته نشده است و بيشتر تصور می رود كه زبانه كشيدن و درهم پيچيدن توده های گازمشتعل خورشيد ، باعث پديدآمدن آن می گردد.
بابررسي هايی كه انجام گرفته ، امروز رابطه ميان لكه های خورشيدی با برخی از پديده های زمينی به اثبات رسيده است (جعفری ، 1360) در رابطه با تناوب رخدادهای خشكسالی ، برخی از محققان علاوه برتناوب 11 ساله به دوره 22 ساله يا چرخه هايی10 پي برده اند (بلم و مولي 1981 ) چرخه دوره ای44 ساله ای نيز به وسيله سانسون (1954) برای تغييرات بارندگی درفرانسه برای منطقه مديترانه عنوان شده است . برخی از محققان نيز به دوره تناوبی بيشتری اشاره كرده اند . با توجه به كارهای بسياری كه دراين زمينه انجام شده است هنوز قانومندی علمی كه بطور قطع مورد تاثير واقع شود، عنوان نگرديده است . به هنگام كاهش تعداد كلفهای خورشيدی ، خشكساليهای شديد اتفاق افتاده اند. اين گونه مطالعات درسايركشورها ازجمله استراليا و هند نيز صورت گرفته است .
علاوه بركلفهای خورشيدی ،مطالعاتی نيز دررابطه با ارتباط رخداد خشكساليها با سيستمهای گردش عمومی جو وعوامل تاثيرگذار بر آن و همچنين با پديده ال نينو يا دمای سطح دريا ، ارتباط بين اقيانوسها و خشكيها و … انجام شده است . (لاكود “ 1988) .

 

ويزگيهای مناطق خشك

ويزگيهای مناطق خشك

تعريف و مشخصاتمناطق خشك در روشهای مختلف طبقه بندی اقليمی تا حدودی تفاوت می كند. اما بنا به يك; تعريف كلی، در اين مناطق ، تبخير و تعرق  بيشتر  از نزولات  جوی است . به بيان  ديگر  از ديدگاه  هيدرولوژيكی  در اين  محيطها  بيلان  آب  منفی  است  چرا  كه به واسطه  درجه حرارت  بالا و خشكی  هوا  تبخير  و تعرق  از سطح  خاك  و گياه  از بارندگی  فزونی  می گيرد.
به دليل  كمی بارندگی  ، پوشش  گياهی  در اين  مناطق  فقير  و پراكنده  است  و حيات وحش  و گياهان  بستگی  نزديكی به وجود  منابع  كوچك  و بزرگ  آب دارد بارندگيها در اين  مناطق  بسيار  نامنظم  و بعضاً  با شدت  زياد  می بارد  كه عمدتاً  به دليل  نبود  پوشش  گياهی  كافی  و اقدامات  مديريتی  آبخير ،  باعث  وقوع  سيلابهای  مخربی  می گردد  و حتی  در مجاورت  درياها  و مناطق  مرطوب  نيز وجود دارند  . برآورد  می شود  كه در دنيا  بر 295 ميليون  هكتار  بيابانهای  ساحلی  وجود دارد  . بيابانهای  ساحلی  در مجاورت  خليج فارس  و دريای  عمان  نمونه ای  از آنهاست . مهمترين  خصوصيات  مناطق  خشك  را می توان  در موارد  زير خلاصه  كرد :
1- بارندگی  پراكنده  و غير قابل  پيش بينی  بوده و تغييرات  سالانه  نسبت به  مقدار  متوسط  شديد  است.
2-  مقدار  متوسط  تبخير  و تعرق  به مراتب  بيشتر  از متوسط  سالانه  بارندگی است .
3-  آب  مهمترين  عامل  محدود كننده  رشد  كشاورزی  و توليد است .
4-   تغييرات  زمانی  و مكانی  وسيعی  در مورد  درجه حرارت  و خشكی  وجود دارد.

 

تقسيم بندی  مناطق  خشك

                اين مناطق  به دو زير ناحيه  خشك  و نيمه خشك  تقسيم  می شوند  كه به ترتيب  به نامهای  استپ  ( Stepp ) .بيابان  ( Desert ) موسومند . در جدول  1 تقسيم بندی  كلی  مناطق  خشك  و نيمه خشك  ارائه  شده است . ( بانك  جهانی  1988 ) . 

نيمه مرطوب

نيمه خشك

خشك

فراخشك

ناحيه

 

800-500

 

500-200

800-300

150 –80 زمستانه

350-200 تابستانه

نزديك  به صفر

بارش سالانه

mm

كمتر از  25%

% 50-25

% 100-50

بالغ بر 100 %

تغييرات  سالانه  درون  منطقه اي

5/0 – 75 /0

5/0-2/0

2/0-3./0

كمتر از 03/0

نسبت P/ET

استپ و ساوانا

استپ هاي  ناپيوسته

پراكنده و نامشخص

تقريباً عاري از پوشش

پوشش گياهي

پرورش  دام و كشاورزي

پرورش  دام كشت ديم

پرورش دام به صورت  كوچ نشيني و كشاورزي  صرفاً  باستحصال آب

فاقد  كشت ديم  و فاقد  مرتع

كاربرد  بالقوه  اراضي

 

آنچنان  كه از  جدول  فوق  مشخص  می شود  ميزان  بارندگی  در نواحی  خشك  به كمتر از  300 ميلی متر  در سال  محدود می گردد و اكثراً  نيز  بيش  از  100 ميلی متر نيست  كه در  مقايسه  با مقادير  تبخير  و تعرق  كه  گاه  به چندين  متر  می رسد  بسيار  اندك است  و لزوم  بهره گيری  هر چه  بيشتر  از  نزولات  جوی  و مخازن  آبهای  زيرزمينی  و منابع  آبهای  سطحی  را  آشكار  می سازد .
گسترش  نواحی  خشك  و بيابانی  و پيامدهای  بيابان زايی  در بسياری  از كشورهای  منطقه  و شمال  آفريقا معضل  عمده  بر سر راه  توسعه  پايدار است . در جدول  2 برآوردی  از وسعت  نواحی خشك  و ميزان  بارندگی  سالانه  ارائه  شده .

 

A + B

ميزان  باران

كل مساحت

نام منطقه

 

400-100

كمتر از 100

 

 

96

653

4864

5751

شمال آفريقا

95

589

3033

3705

الجزائر

87

2132

548

3100

ايران ، افغانستان ، پاكستان

48

500

764

2625

سودان

74

300

170

637

سومالی

درايران  نيز  بخش  عمده  از ناحيه  مركزی  و جنوبی  كشور تحت  پوشش كوير  و بيابان  است كه كويرهای  لوت و نمك  ازآن  جمله اند . طبق  آمارها و گزارشات  موجود ،  خطوط  همباران  اصلی  كه ناحيه  كويری  ايران  را  در بر می گيرند . عمدتاً  100 ميليمتر  و 150  ميليمتر  هستند  كه البته  در بعضی  مناطق  نظير  قسمت  شمالی  حوزه  مركزی  اين  مقادير  به 25  و 50 ميليمتر  نيز  كاهش  می يابد  كه نشانگر  خشكی  شديد  منطقه است  . تبخير  از  سطح  اين  حوزه ها  نيز  بسيار  زياد  و به  بيش  از  2500 ميليمتر  در سال  بالغ  می گردد  ( ميانگين  تبخير  سالانه  در شهرستان  طبس  در استان  خراسان  حدود  4075 ميليمتر  گزارش  شده است ) و از اين  هر گونه  توليد  و توسعه  كشاورزی  و صنعتی  در اين  نواحی  در گرو تهيه آب  خواهد بود .
مقابله  با گسترش  خشكی  و بيابانی  شدن  چندان  ساده  نيست  ليكن  بشر می تواند  فعاليتهاي  خود را در اين  زمينه  بر اساس  چرخه  آبشناسی  Hydrological  طوری  تنظيم  كند  كه مقدار  مشخصی  آب ، بدون  بروز  تاثيرات  نامطلوب  جانبی  نظير  پديده بيابان زائی  ،  نيازهای  او را  برآورد  سازد .
-       ويژگيهای  زيستی  گياهان  و جانوران  در مناطق  خشك فقدان  يا كمبود  شديد  بارندگی  و منابع  آبی  در مناطق  خشك  و نيمه خشك  و اقليم زيستی  خاص  اين نواحی  ،  سازگاری های  ويژه ای  در گياهان  و جانوران  بومی  مناطق  فوق  به وجود  آورده است  تا امكان  ادامه  حيات  در شرايط  تنش  رطوبتی  يا كيفيت  نامناسب  آب و خاك  داشته  باشند . گياهان  اين مناطق  دارای  خصوصيات  فيزيولوژيكی  و مرفولوژيكی  خاصی  هستند  كه باعث  می شود  از حداقل  ذخيره  رطوبتی  در خاك  و هوا استفاده  كنند  و اندوخته  رطوبتی  گياه نيز  كمتر  از حد  معمول  تلف  شود . عميق ترين  سيستم  ريشه ای  برای جذب  آب  از  اعماق  پايين تر  خاك ، خاردارشدن  ساقه ها  و كوچك شدن  سطح  برگها  براي  كاهش  ميزان  تبخير  ،  وجود پوششی  مومی  و چرب  در سطح  برگها ،‌ افزايش  اندامهاي  ذخيره كننده  رطوبت  ، گوشتي  و آبدارشدن  ساقه  و…..  نمونه ای  از اين  تغييرات  مرفولوژيكی  است . از نظر  ساختار  درونی  و فيزيولوژيكی  نيز  در گياهان  هورمونهای  تنظيم كننده  خاص  با توجه  به  خشكی  اقليم  منطقه  و كمبود  رطوبت  ترشح  می شود  و فرآيند تعرق  گياه  از ساز و كار  ويژه ای  تبعيت  می كند .

گياهان  مقاوم  به خشكی  را اصطلاحاً  زيروفيت Xerophyte  گويند  كه به  4  گروه  تقسيم  می شوند  .
1- گياهانی كه  از خشكی  فرار می كنند  : گياهانی هستند  كه مقاومت  چندانی به خشكی دارند  ولی بذر  آنها مقاوم  است  و طول  دوره  رشد  خود را  قبل  از  رسيدن  دوره  خشكی  ( Dry spell )  به اتمام  می رسانند .
2-  برخی  از  گياهان  نياز  آبی  خود را  حسب شرايط  كاهش  می دهند . يعنی  برای   توليد  1 واحد  ماده  خشك  آب  كمتری  مصرف  می كنند  مثل  برخی  ارقام  غلات  در مناطق  نيمه خشك  كه اصطلاحاً  آن را  طفره  از خشكی  گويند .
3-  گياهان  متحمل  خشكی  :  اين  گياهان  خصوصيات  مرفولوژيكی  خاص  دارند  كه خشكی  را تحمل  می كنند .
4-  گياهان  مقاوم  به خشكی  :  نظير  كاكتوسها  كه  آب  را درون  بافتهای  خود  ذخيره  می كنند  و درموقع  خشكی  از آن  استفاده  می كنند .
گروهی  ديگر  از گياهان  بر اساس  خواهشهای  اكولوژيكی  خود  مختص  كاشت  و رويش  در مناطق  خشك  و  كم آب  و به ويژه  اراضی  شور  هستند  . كه عمدتاً  اراضی  و آبهای  جاری  د رمناطق  خشك  و بياباني  به دليل  تبخير  زياد  شور  و لب شور  است . به اين گياهان  اصطلاحاً  شور پسند  ( Halophyte )  گويند .
ارقام  و گونه های  مختلفی  از گياهان  شورپسند  ( انواع  بوته ای  تا درخچه ها و درختان )  در نقاط  خشك  ايران  رشد  و نمو دارند  كه   داراي  كاربردهاي  بالقوه  فراوانی  نيز  در مصارف  مختلف  هستند . در بسياری  از  كويرهای  جهان  مخازن  بزرگی  از  آبهای  شور  وجود دارد  كه حاوی  مقادير  زيادی  نمك  است  . چنانچه  بتوان  به شكلی  از اين  آبهای  شور  برای  آبياری استفاده  كرد  ،  اراضی  كويری  بيشتری  به زير  كشت  می آورد  و آبهای  غير شوری  كه  در حال حاضر  صرف  آبياری  می شد  را می توان  به  مصرف  شرب  انسان ها رساند . يافته های  جديد  علوم خاك  و فيزيولوژی گياهی  و تكنيكهای  جديد  آبياری  نشان می دهد  كه با مديريت  دقيق  می توان  از  آب  شور  برای  كاشت  گونه های  متفاوتی  از گياهان  عادی  و شور پسند  كه خود  نقش  مهمی  در تثبيت  شنهای  روان  و جلوگيری  از بيان زائی  دارند  استفاده  كرد .

مقابله با خشكسالی های كشاورزی

مقابله با خشكسالی های كشاورزی

 بخش كشاورزی با اختصاص بيش از 90 درصد از آب مصرفی كشور در هنگام خشكسالی بيشترين آسيب را خواهد ديد . مديريت درازمدت منابع آب نيازمند استفاده اقتصادی از آن است . سرمايه گذاری در منابع آب و خاك بايد با توجه به شرايط اقليمی و جغرافيايی كشور انجام گيرد . هر نوع توسعه كشاورزی و صنعتی كه آسيب كمتری به منابع محدود آب و خاك وارد سازد و از تخريب جنگل ها و مراتع جلوگيری كند بايد معمول گردد. كشت گياهان مقاوم به شوری و خشكی و اهميت به تحقيقات و پژوهش های همه جانبه در مورد آب و خاك بايد در اولويت قرار گيرد . مبحث زراعت در مناطق خشك و عنوان خشكسالی به صورت دروس مستقل و با اهميت بايد در برنامه آموزشی دانشكده های كشاورزی وارد شود . با كاربردی نمودن مباحث تئوری بايد اثرات تخريبی خشكسالی را كاهش داد و با اختصاص اعتبارات لازم ، امكان اجرای طرح های اساسی زيربنايی آب و خاك را فراهم ساخت .
در بخش مديريت مصرف آب تدوين معيارها و ضوابطی كه آلودگی را به حداقل برساند و از تخليه فاضلاب پالايش نشده به منابع آب جلوگيری كند ، می تواند حجم آب جاری و قابل مصرف را چندين برابر افزايش دهد . هر متر مركعب فاضلاب حدود 50 متر مكعب آب سالم را آلوده می كند . چنانچه از پساب پالايش شده فاضلاب ها در كشاورزی استفاده شود به دليل سرشار بودن املاح آن ، بازده محصولات كشاورزی افزايش می يابد . در حال حاضر حدود 66 درصد از حجم آب شيرين قابل استحصال كشور مورد استفاده قرار می گيرد . حفاظت ازاين مقدار آب بايد مورد توجه ويژه قرار گيرد
در بخش آموزش ، آموزش همگانی استفاده از منابع آب بايد سرلوحه كارها قرار گيرد . كودكان و نوجوانان بايد به طبيعت و آب عشق بورزند . پرورش نسلی كه توانائی دورانديشی و تفكر درباره آينده آب ، منابع طبيعی و محيط زيست را داشته باشد بايد بطور جدی در دستوركار مسئولان آموزش كشور قرار گيرد
در بخش مقابله مستقيم با خشكسالی چنانچه بپذيريم اين موضوع يك پديده ذاتی ناشی از اقليم كشورمان است لازم است برای رويارويی با آن برنامه داشت و براساس اين برنامه به اقدامات مناسب و آگاهانه متوسل شد . همانطوريكه قبلاً نيز ذكر شد كشاورزی بزرگترين عامل مصرفآب شيرين است . اساسی ترين اصول مديريت منابع طبيعی برای مقابله با خشكسالی گذشته از كنترل جمعيت بايد بر افزايش بازدهی استفاده از آب وتوليد محصولات با ارزش تر استوار باشد
كاهش سطح زيركشت و انجام عمليات به زراعی ، اصلاح روش های آبياری ، رعايت موازين زيست محيطی ، آبخوان داري ، استفاده از پساب فاضلاب های خانگی در كشاورزی ، جلوگيری از افزايش اراضی كم بازده حركت به طرف غذاهای مصنوعی ، پوشش انهار و افزودن مواد آلی مورد نياز گياه ، باروری ابرها و شيرين كردن آبهای شور از جمله اقدامات افزايش دهنده بازدهی آب به شمار می آيند .

 

تغيير اقليم و خشكسالی

تغيير اقليم و خشكسالی

اثبات وقوع پديده تغيير اقليم ( Climate Change )در سطح جهان به سهولت امكان پذير نيست و نيازمند بررسی های جامع و طولانی مدت بر آمارهايی از پارامترهای جوی است ، هر چند روند گرمتر شدن دمای سطح زمين و افزايش غلظت گاز co2تقريباً قطعی می نمايد .
سناريوهای تغيير اقليمی در چرخه آبشناسی نمود كاملاً بارزی می يابند . چرا كه تمامی اجزاء آن تحت تأثير تغييرات حاصله در ميزان تبادلات انرژی و جرم قرار می گيرند . نوسان منابع آبی به طرز قابل ملاحظه ای تابع تغييرات اقليمی است ، چرا كه نياز به اين منابع با افزايش تبخير و تعرق در شرايط گرمتر ، خشك تر و آفتابی تر بيشتر می شود . به عنوان مثال براساس گزارشات منتشره در سال 1996 ، مناطق جنوب انگليس در سال 2050 شديداً مستعد وقوع خشكسالی بوده ولی مناطق شمالی به مراتب مرطوب تر شده و سيل درآنجا مشكل زاخواهد شد
بررسی ها نشان داده است غلظت گازكربنيك و ساير گازها در اتمسفر از نيمه دوم قرن نوزدهم افزايش يافته است . ميزان غلظت co2از سال 1958 تا 1988 حدود 35 درصد فزونی يافته است . Boult و همكاران در سال 1988 اثر دو برابر شدن غلظت  co2 را بر روی عوامل هيدرولوژيكی از قبلی تبخير و تعرق پتانسيل ، رطوبت خاك ، تجمع برف ، ذخيره آب زيرزمينی ، رواناب و بيلان آبی در سه حوزه بلژيك مطالعه كردند. نتايج نشان داد كه تبخير و تعرق پتانسيل ، درصد رطوبت خاك و ميزان ذخيره آبهای زيرزمينی در حوزه هايی با نفوذ پذيری زياد افزايش يافته است .
Mitchel در سال 1989 نشان داد كه در اثر دو برابر شدن co2 ، درجه حرارت بين 8/2 تا 2/5 كلوين و بارندگی بين 1/7 تا 15 درصد افزايش می يابد ولی افزايش بارندگی در مناطق مختلف يكسان نيست . اگر نرخ افزايش گازكربنيك ثابت بماند ، ميزان co2 در سال 2035 به جای ppm 360 فعلی به ppm 420 خواهد رسيد . افزايش گازكربنيك باعث افزايش درجه حرارت و رطوبت مطلق در لايه های هوای نزديك سطح زمين می گردد . هر چند با دو برابر شدن co2  ، ميزان بارندگی افزايش می يابد ولی افزايش بارندگی در نقاط مختلف يكسان نيست . در مناطقی با عرض جغرافيايی زياد بطوركلی ميزان بارندگی و رواناب افزايش می يابد ولی در مناطق با عرض جغرافيايی كم بارندگی بسته به منطقه افزايش يا كاهش نشان می دهد . بطوركلی     می توان از تحقيقات انجام شده چنين نتيجه گرفت كه :
1- ميزان گازكربنيك و ساير گازهای موجود در اتمسفر ( نظير متان ، CFC ) بعد از انقلاب صنعتی افزايش يافته است .
2- مدلهای شبيه سازی مختلف نشان داده اند كه با افزايش گازكربنيك شرايط هيدرولوژيكی از قبيل بارندگی ، درجه حرارت و تبخير و تعرق و رواناب و … تغيير می كند كه به تبع آن وقوع يا عدم خشكسالی نيز قابل بررسی است .

نوسانات آب و هوايی و بيابان زايی
نوسانهای آب و هوايی كه باعث بيابان زايی می شود ، بيشتر به كاهش ميزان بارندگی ، رطوبت ، افزايش دما به ويژه در تابستان ، افزايش ميزان خشكی ، تبخير و تعرق ، وزش بادهای گرم و سوزان و كاهش پوشش گياهی ( بر اثر وزش باد ) ارتباط می يابند .
                حتی بر اثر نوسانات آب و هوايی ، طغيان جانوران و حشرات و آفات به برخی سرزمين ها از جمله ملخ ها به شمال شرقی قاره آفريقا نير اعمال شده است كه سير قهقرايی محيط زيست را به همراه داشته است .
بطور كلی می توان به علل عمده زير برای وقوع خشكسالی و بيابان زايی اشاره كرد :
1- استقرار سلولهای پرفشار جنب گرمسيری با دامنه نوسان بين عرض های 20 و 40
2- عامل بری بودن
3- عدم صعود و جابجايی شديد هوا
4- جريانات دريايی سرد و بالاراندگی آبها
5- وزش بادهای گرم  سوزان
6- موانع كوهستانی
7- استقرار كم فشار حرارتی
باد و آب به عنوان دو عامل اقليمی كه دارای تغييرات و نوسانات نسبتاً زيادی هستند در         شكل گيری مناطق خشك و بيابانی و ژئومورفولوژی آنها نقش بسزائی را ايفاد می كند .
وقوع پديده فرسايش آبی و بادی در گسترش بيابانها و از دست رفتن خاكهای سطح الارضی حاصلخيز نقش عمده ای داشته و تبعات منفی خشكسالی را تشديد می نمايد .
معرفی بعضی ازسايتهای خشکسالی و تغير اقليم

 http://www.greenpeace.org/~climate

http://www.colorado.edu/hazards

http://www.zianet.com/irc1/bordline

درك و تعريف خشكسالی

درك و تعريف خشكسالی

 

مفهوم خشكسالي :
                خشكسالی حالتی نرمال و مستمر از اقليم است . گرچه بسياری به اشتباه آن را واقعه ای تصادفی و نادر می پندارند . اين پديده تقريباً در تمامی مناطق اقليمی رخ می دهد ، گرچه مشخصات آن از يك منطقه به منطقه ديگر كاملاً تفاوت می كند . خشكسالی يك اختلال موقتی است و با خشكی تفاوت دارد چرا كه خشكی صرفاً محدود به مناطقی با بارندگی اندك است و حالتی دائمی از اقليم می باشد .
                خشكسالی جزء‌ بلايای طبيعی نامحسوس است . گر چه تعاريف متفاوتی برای اين پديده ارائه شده ليكن در كل حاصل كمبود بارش در طی يك دوره ممتد زمانی معمولاً يك فصل يا بيشتر می باشد . اين كمبود منجر به نقصان آب برای برخی فعاليت ها ، گروهها و يا يك بخش زيست محيطی می شود . خشكسالی بايستی در رابطه با برخی شرايط متوسط درازمدت از موازنه مابين بارش و تبخير و تعرق درنظر گرفته شود ، معمولاً در هر منطقه ای يك شرايط خاص بعنوان  “ نرمال ” تعريف می شود .

  بعلاوه اين پديده با زمان ( فصل اصلی وقوع اين پديده ، تأخير در شروع فصل بارانی، وقوع بارش در ارتباط با مراحل اصلی رشد گياه ) و نيز مؤثر بودن بارش ها ( شدت ، بارش ، تعداد رخدادهای بارندگی ) مرتبط است .
 ساير فاكتورهای اقليمی نظير دمای بالا ، باد شديد و رطوبت نسبی پايين تر غالباً در بسياری از نقاط جهان با اين پديده همراه شده و می توانند به طرز قابل ملاحظه بر شدت آن بيفزايند .
                خشكسالی را نبايست صرفاً بعنوان پديده ای كاملاً فيزيكی يا طبيعی درنظر گرفت . تأثيرات آن در جامعه ماحصل ايفا نقشی مابين يك رخداد طبيعی ( بارش كمتر از حد مورد انتظار به دليل تغييرات اقليمی ) و نياز مردم به منابع تأمين آب می باشد . انسانها معمولاً از تأثيرات خشكسالی لطمه می بينند خشكسالی های اخير در هر دو گروه كشورهای توسعه يافته و در حال توسعه نتايج اقتصادی ، تأثيرات زيست محيطی و دشواريهای شخصی به بار آورده كه جملگی باعث شده اند كه آسيب پذيری تمامی جوامع به اين پديده زيانبخش طبيعی مدنظر قرار گيرد . 
دو نوع تعريف كلی خشكسالی وجود دارد :

 مفهومی و عملی


تعريف مفهومی خشكسالی :

تعاريف مفهومی كه در قالب اصطلاحاتی كلی بيان می شده به افراد كمك می كند تا مفهوم خشكسالی را درك كنند . بعنوان مثال “ خشكسالی عبارت است از يك دورة ممتد كمبود بارش كه منجر به صدمه زدن محصولات زراعی و كاهش عملكرد می شود ” .
                تعاريف مفهومی در تبيين سياستگزاری در زمينه خشكسالی نيز حائز اهميت است . مثلاً خط مشی ( سياست كلی ) در زمينه خشكسالی در استراليا تلفيقی از آگاهی نسبت به تغييرپذيری نرمال اقليم در تعريف متناظر آن از خشكسالی می باشد .

 اين كشور ، كمك های مالی به زارعان را صرفاً در رخداد “ خشكسالي های استثنايی ” بلاخص زمانی كه شرايط خشكسالی حادتر از مواردی است كه بعنوان جزيی از ريسك عادی مديريت پروژه درنظر گرفته می شود ، ارائه   می كند .

 تشخيص خشكسالی های استثنايی مبتنی بر ارزيابی های علمی است . پيش از اين زمانی كه خشكسالی از نقطه نظر سياستگزاری كمتر تعريف شده بود و زارعان درك درستی از آن نداشتند ، برخی كشاورزان در مناطق اقليمی نيمه خشك استراليا هر چند سال يكبار تقاضای كمكهايی برای مقابله با خشكسالی داشتند .

 

تعريف عملی خشكسالی :
                تعاريف عملی به افراد كمك می كند تا شروع ، خاتمه و درجه شدت خشكسالی را تشخيص دهند . برای تعيين شروع خشكسالی تعاريف عملی ، ميزان انحراف از ميانگين بارش يا ساير متغيرهای اقليمی در طول يك دوره زمانی را مشخص می كند . اين امر معمولاً با مقايسه وضعيت فعلی نسبت به متوسط های گذشته كه غالباً مبتنی بر دوره آماری30 ساله است انجام می شود .
 حد آستانه تعيين شده به عنوان شروع يك خشكسالی ( مثلاً 75 درصد بارش متوسط در طول يك دوره زمانی مشخص) معمولاً‌ بيشتر به صورت قراردادی انتخاب می شود تا بر مبنای رابطه دقيق تأثيرات خاص آن بر محيط . 

                در تعريفی عملی از خشكسالی برای كشاورزی مقدار بارندگی روزانه با مقادير تبخير و تعرق مقايسه می شود تا سرعت ( نرخ ) تخليه رطوبت خاك تعيين شود و اين روابط برحسب ميزان تأثيرات خشكسالی بر رفتار گياه ( يعنی رشد و عملكرد ) در مراحل مختلف نمو گياه بيان گردد .

                تعاريفی نظير اين مورد را می توان در ارزيابی عملي شدت و اثرات خشكسالی براساس متغيرهای هواشناسی ، رطوبت خاك و شرايط گياه در طی فصل رشد مورد استفاده قرار داد و مستمراً تأثير بالقوه اين شرايط را بر عملكرد نهايی ارزيابی كرد . بعلاوه اين تعاريف عملی در تحليل تناوب شدت و تداوم خشكسالی برای يك دوره تاريخی مفروض نيز كاربرد دارند . ليكن چنين تعاريفی نيازمند داده های جوی در مقياس های زمانی ساعتی، روزانه ، ماهانه و ساير مقاطع زمانی و احتمالاً داده های مربوط به تأثير پذيری از پديده نظير عملكرد محصول بسته به ماهيت تعريف ، مورد استفاده قرار می گيرند .تدوين ماهيت اقليم شناسی خشكسالی يك منطقه ، و درك بيشتری از خصوصيات و احتمال وقوع مجدد در شدت های مختلف اين پديده بدست   می دهد .

 اطلاعاتی از اين نوع در تهيه راهبردهای تقليل اثرات و واكنش اين پديده و طرحهای آمادگی بسيار سودمند است .

 

جنبه های مختلف در زمينه خشكسالی :

هواشناسی ، هيدرولوژيكی ، كشاورزی و اقتصادی - اجتماعی

               

خشكسالي هواشناسي :
                 معمولاً براساس درجه خشكی ( در مقايسه با مقادير نرمال يا ميانگين ) و طول دوره خشكی تعريف می شود . تعاريف خشكسالی هواشناسی بايستی به صورت موردی برای هر منطقه خاص درنظر گرفته شود چرا كه شرايط جوی كه موجب كمبود بارش می شود ، از منطقه ای به منطقه ديگر شديداً تغيير می كند .

 بعنوان مثال برخی تعاريف خشكسالی هواشناسی معرف دوره هايی از خشكسالی براساس تعداد روزهايی با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص هستند . اين سنجه صرفاً برای مناطقی كه مشخصاً دارای رژيم های بارندگی ادواری هستند مانند جنگل های استوايی ، اقليم معتدل نيمه حاره يا اقليم مرطوب عرضهای ميانی مناسب است .

 مناطقی نظير مانائوس ( برزيل ) نيواورلئان لوئيزيانا ( آمريكا ) و لندن ( انگليس ) مثالهايی از اين مناطقند . مشخصه ساير مناطق اقليمی الگوی بارش فصلی است . نظير مناطق مركزی آمريكا ، شمال شرق برزيل ، غرب آفريقا و شمال استراليا .

                وجود دوره هايی طولانی بدون بارندگی امری عادی در مناطقی نظير اوباها ، نبراسكا( آمريكا ) ، فورتالزا ، سئار ( برزيل ) و داروين ( استراليا ) است . در اين موارد ، تعريفی مبتنی بر تعداد روزهايی با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص، غير واقعی است . درساير تعاريف رابطه ای مابين ميزان انحراف واقعی بارش به مقادير متوسط ماهانه ، فصلی يا سالانه برقرار می شود .

 
خشكسالی كشاورزی :
                خشكسالی كشاورزی اثرات ويژگيهای مختلف هواشناسی يا هيدرولوژيكی خشكسالی را به اين پديده كشاورزی بويژه كمبود بارش ، اختلاف بين تبخير و تعرق واقعی و پتانسيل ، كمبود رطوبت خاك ، افت سطح آب زيرزمينی يا مخزن و … مرتبط می سازد . نياز آبی گياه بستگی به شرايط جوی غالب ، خصوصيات زيستی گياه خاص ، مرحله رشد آن و خصوصيات فيزيكی و بيولوژيكی خاك دارد .

 تعريفی خوب از خشكسالی كشاورزی آن است كه بتواند حساسيت متغير گياهان زراعی را در طی مراحل نمو گياه از سبز شدن تا بلوغ لحاظ نمايد . كمبود رطوبت در لايه های فوقانی خاك به هنگام كاشت می تواند باعث تأخير جوانه زنی شود كه موجب كاهش تراكم بوته در هكتار و نقصان عملكرد نهايی گردد .

 ليكن چنانچه رطوبت خاك فوقانی(سطح الارضی) براي نيازهای مراحل اوليه رشد كافی باشد كمبودهای رطوبتی درلايه های زيرين خاك در صورت تأمين نيازهای آبی گياه بوسيله بارندگی يا آبياری بر عملكرد نهايی گياه تأثير چندانی نخواهد داشت .

 

خشكسالی هيدرولوژيكی :
                خشكسسالی هيدرولوژيكی با تأثيرات دوره هايی از نقصان ريزش های جوی ( شامل برف ) بر منابع تأمين های آبهای زيرزمينی يا سطحی همراه می شود ( جريان رودخانه ها ، مخازن ، درياچه ها و آب زيرزمينی ) .

                فراوانی و شدت خشكسالی های هيدرولوژيكی غالباً‌در مقياس يك آبخيز يا حوزه آبريز رودخانه بيان می شود . گرچه همه خشكسالی ها از كمبود بارش منشأ می گيرند ليكن هيدرولوژيست ها بيشتر به اين موضوع توجه دارند كه اين كمبود چگونه در سيستم هيدرولوژيكی ظاهر می شود ؟ خشكسالی های هيدرولوژيكی معمولاً‌ با تأخير بيشتری نسبت به خشكسالی های هواشناسی يا كشاورزی رخ می دهند .

زمان بيشتری طول می كشد تا اثر كمبود بارش در اجزاء سيستم هيدرولوژيكی نظير رطوبت خاك ، جريان رودخانه و سطح مخازن و آبهاي زيرزميیي نمايان شود . در نتيجه زمان اين تأثيرات با ساير موارد موجود در ديگر بخشهای اقتصادی يكسان نيستند چرا كه بخشهای مختلفی براي تأمين آب موردنياز خود به اين منابع متكی هستند.

 مثلاً كمبود بارش می تواند موجب تخليه سريع رطوبت خاك شود كه تقريباً بلافاصله برای متخصصان كشاورزی مشهود است ولی اين كمبود بر سطح آب مخازن تا ماهها بر توليد نيروی برق آبی يا مصارف تفريحی تأثير نمی گذارد .

 بعلاوه آب موجود در سيستم های ذخيره هيدرولوژيكی ( مثلاً مخازن ، رودخانه ها ) معمولاً در مقاصدی مختلف و رقابتی ( مانند كنترل سيلاب ، آبياری ، تفرج ، كشتيرانی ، نيروی برق آبی ، زيستگاههای حيات وحش ) بكار می رود . رقابت بر سر آب در اين سيستم های ذخيره ای در طي دوره خشكسالی شدت می گيرد و منازعات مابين استفاده كنندگان آب به طرز قابل ملاحظه ای افزايش می يابد .

 

 خشكسالی هيدرولوژيكی و آمايش سرزمين ( كاربری اراضی )

                گر چه اقليم عامل اوليه ای در بروز خشكسالی هيدرولوژيكی است ولی ساير عوامل نظير تغييرات كاربری اراضی ( مانند جنگل زدايی ) ، تخريب اراضی و ساخت سدها همگی بر خصوصيات هيدرولوژيكی حوزه اثر می گذارند .

                چون مناطق مختلف بوسيله سيستم های هيدرولوژيكی به هم مرتبطند ، تأثير خشكسالی هيدرولوژيكی به مرزهايی فراتر از منطقه كمبود بارش گسترش يابد . مثلاً خشكسالی هواشناسی ممكن است شديداً بخش هايی از شمال كوههای راكی و دشت های بزرگ شمالی آمريكا را تحت تأثير قرار دهد ليكن از آنجا كه رودخانه ميسوری و شاخه هايش اين منطقه را به سمت  جنوب زهكشی می كنند امكان بروز تأثيرات هيدرولوژيكی مشهودی در پايين دست جريان وجود دارد . مشابهاً ، تغييرات در كاربری اراضی بالا دست می تواند خصوصيات هيدرولوژيكی نظير مقادير نفوذ و رواناب را تغيير داده و باعث متغيرتر شدن جريان و تشديد رخداد خشكسالی هيدرولوژيكی در پايين دست شود .

 مثلاً در كشور بنگلادش فراوانی وقوع كم آبی به دليل تغيير كاربری اراضی كه داخل كشور و كشورهای همسايه رخ داده ، افزايش يافته است . تغيير نحوه استفاده از اراضی يكی از راههايی است كه طی آن فعاليت های بشر فراوانی پديده كم آبی را حتی بدون آنكه تغييری در وقوع خشكسالی های هواشناسی مشاهده شده باشد ، تغيير می دهد .

 

پيامد اثرات خشكسالی :
                پيامد اثرات توأم با خشكسالی های هواشناسی ، كشاورزی و هيدرولوژيكی تفاوت های آنها را بيشتر آشكار می كند . زمانی كه خشكسالی آغاز می شود ، بخش كشاورزی بدليل وابستگی بيش از حد به ذخيره رطوبتی خاك ، معمولاً نخستين بخشی است كه تحت تأثير قرار می گيرد . در طی دوره های ممتد خشكی ، چنانچه كمبود بارش ادامه يابد ، رطوبت خاك به سرعت تخليه می شود در اين صورت اتكاء مردم به ساير منابع آبی بايستی تأثيرات اين كمبود را مرتفع سازد مثلاً آنهايی كه متكي به منابع آبهای سطحی ( نظير مخازن و درياچه ها ) و آبهاي زيرزمينی هستند معمولاً ديرتر از سايرين تحت تأثير قرار می گيرند . يك خشكسالی كوتاه مدت كه 3 تا 6 ماه به طول می انجامد بسته به خصوصيات هيدرولوژيكی سيستم و نيازهای مصرف آب احتمالاً تأثيرات اندكی بر اين بخش ها به همراه دارد .

                زمانی كه بارش به حالت نرمال برمی گردد و شرايط خشكسالی هواشناسی پايان        می پذيرد ، تا زمان احياء مجدد منابع آبهای سطحی و زيرسطحی پيامدهای سوء‌اين پديده ادامه می يابد . در ابتدا ذخاير رطوبت خاك و به دنبال آن جريانهای سطحی ، مخازن و درياچه ها و آبهای زيرزمينی جايگزين می شود .

                ممكن است اثرات خشكسالی در بخش كشاورزی به دليل وابستگی آن به رطوبت خاك سريعاً ‌از بين برود ليكن در ساير بخش ها كه متكی به ذخاير سطحی و يا زيرسطحی آب هستند تا ماهها يا حتی سالها طول بكشد . استفاده كنندگان از آبهای زيرزمينی كه معمولاً آخرين افرادی هستند كه به هنگام بروز خشكسالی تحت تأثير آن قرار می گيرند ديرتر از سايرين بازگشت به وضعيت عادی سطح آب زيرزمينی را تجربه می كنند . طول دوره تجديد ذخيره منبع تابعی از شدت و تداوم خشكسالی و مقدار بارش دريافتی است .

 

خشكسالی اقتصادی - اجتماعی :
                تعاريف اقتصادی - اجتماعی خشكسالی تلفيقی است از عرضه و تقاضای برخي كالاهای اقتصادی با اجزاء‌ خشكسالی هواشناسی ، هيدرولوژيكی و كشاورزي .

                اين مورد با ساير انواع پيش گفته ، از آن جهت تفاوت دارد كه وقوع آن بستگی به فرايندهای زمانی و مكانی عرضه و تقاضا برای تعريف يا تشخيص خشكسالی ها دارد . عرضه بسياری از كالاهای اقتصادی مانند آب ، علوفه ، غلات ، ماهی و نيروی برق آبی بستگی به وضعيت جو دارد .

 بدليل تغييرپذيری طبيعی اقليم عرضه آب در برخی سالها كافی است ولی در سالهای ديگر در حد تأمين نيازهای انسان و محيط زيست نيست . خشكسالی اقتصادی - اجتماعی زمانی رخ می دهد كه تقاضا برای يك كالای اقتصادی بدليل نقصان عرضة‌ آب از حاصل كمبود بارش از ميزان عرضه فزونی می گيرد . بعنوان مثال در اروگوئه در سال 89-1988 خشكسالی موجب كاهش قابل ملاحظه ای در توليد برق آبی شد بدين دليل كه نيروگاههای برقی بجايی استفاده از ذخاير آب متكی به جريانهای سطحی بودند . كاهش توليد برق آبی دولت را واداشت تا اقدام به ورود سوخت گرانتر نفت نمايد و با استفاده از ابزارهای تبديلی انرژی نيازهای مردم را برآورده سازد .

                در اكثر موارد ، تقاضا برای كالاهای اقتصادی در نتيجه افزايش جمعيت و مصرف سرانه رو به تزايد است . عرضه محصولات نيز ممكن است بدليل بهبود راندمان توليد و فنآوری يا ساخت مخازنی كه ظرفيت ذخيره آب را افزايش می دهد ، بيشتر شود .

 اگر هر دو كميت عرضه و تقاضا افزايش يابد عامل ( فاكتور ) حساس نرخ نسبی تغيير است . اگر تقاضا سريعتر از عرضه افزايش يابد ، اثرات سوء و ميزان وقوع خشكسالی در آينده همسو با روند عرضه و تقاضا افزايش خواهد يافت .

 

سرمازدگي، پيش‌بيني و شيوه‌هاي حفاظت از آن

سرمازدگي، پيش‌بيني و شيوه‌هاي حفاظت از آن

در اين فصل وضعيت درختان ميوه نسبت به تحمل آنها به عامل محيطي به نام سرمازدگي بحث خواهيم نمود. در رابطه با جزئيات و عواملي كه باعث اين اتفاق مي‌شوند و همچنين براي محافظت درختان ميوه و راهكارهاي مقابله با آن صحبت خواهيم نمود. بنابراين سرمازدگي براي درختان ميوه خيلي مهم مي‌باشد همچنين براي بقا درختان ميوه در اقليتهاي نيمه گرمسيري حائز اهميت است. اگر سرمازدگي در آخر فصل اتفاق افتد ممكن است باعث از بين رفتن همه محصول شود و اين عامل مشكل‌ساز براي اقليتهاي گرمسيري نمي‌باشد. مناطقي وجود دارد كه براي پرورش ارقام خاصي از يك نوع ميوه از استعداد پرورش ميوه خوبي برخوردار است براي اينكه در آن مناطق پرورش ميوه با موفقيت همراه باشد بايد در مقابل سرمازدگي محافظت گردد. سرماي زودرس پاييزه براي ميوه‌هاي مناطق معتدله مناسب نمي‌باشد و همچنين خسارت زيادي به ميوه‌هاي مناطق نيمه‌گرمسيري سرمازدگي رخ نمي‌دهد زيرا دما در اين فصل شروع به افزايش پيدا مي‌كند ولي براي ميوه‌هاي مناطق معتدله خيلي مضر مي‌باشد و چون در آن زمان مصادف با شكوفه‌دهي درختان مي‌باشد.

منظور از سرمازدگي چيست؟

  در كل براي توصيف سرمازدگي وضعيتي است كه دماي هواي سطح زمين F ْ۳۲ با كمتر از آن مي‌رسد اين       اتفاق در مناطقي كه داراي هواي سرد آرام باشد رخ مي‌دهد و نوع سرمازدگي وجود دارد. 1 – سرمازدگي  اشعه‌اي يا تشعشعي ۲- سرمازدگي يخبنداني. وقتي كه دما كم مي‌شود حتي پايين‌تر از F ْ۳۲ بدون اينكه شبكه‌اي از يخ روي خاك يا ديگر سطحهاي بي‌حفاظ تشكيل شود سرمازدگي ايجاد مي‌شود كه به آن         سرمازدگي خشك، سياه و يا سرمازدگي اشعه‌ي گويند در اين حالت در اتمسفر رطوبت كم باشد بنابراين شبنم شكل نمي‌گيرد‌. سرمازدگي نوع دوم به سرمازدگي سفيد يا مايل به خاكستري و يا سرمازدگي يخبنداني معروف است كه در اين حالت رطوبت اتمسفر زياد مي‌باشد. براي تشكيل شبنم قبل از اينكه دماي هوا به نقطه انجماد برسد شبنم يخ مي‌زند. سرمازدگي يخبنداني زماني رخ مي‌دهد كه هواي سرد از يك منطقه به منطقه ديگر منتقل مي‌شود و هواي سرد در آنجا محبوس مي‌شود و در نتيجه دماي هوا به F ْ۳۲ يا كمتر از آن مي‌رسد.

 سرمازدگي تشعشعي

در كل رخ دادن سرمازدگي اشعه‌اي خيلي عادي و معمولي مي‌باشد. بطور اساسي در طول روز سطح زمين و همه سطحهاي حفاظ ديگر گرما را از اشعه‌هاي خورشيد دريافت مي‌كنند تغيير در دماي هواي سطح خاك و اتلاف گرما بوسيله تش سرانجام دماي خاك كم مي‌شود و با اتمام گرماي دريافتي در نهايت دماي هوا ممكن است به نقطه انجماد و يا كمتر از آن برسد و باعث توسعه سرمازدگي شود. در طول شبهاي آرام هواي سرد نزديك زمين مي‌خواهد در سطح زمين باقي بماند مگر اينكه باد آنها را منتقل نمايد. اين مشكل سرمازدگي مربوط به سطهاي بزرگ و بي‌حفاظ يا در طول شبهاي آرام مي‌باشد. زيرا تشعشع در شبهاي صاف و آرام در انتهاي سطح خاك پايين‌تر از قسمتهاي مرتفع‌تر مي‌باشد، اين وضعيت را دوره وارونگي دمايي گويند در يك وارونگي قوي ممكن است خسارت قسمتهاي پاييني درختان بيشتر از قسمتهاي بالايي است. به دليل تشعشع دماي واقعي گياهان ممكن است چندين درجه پايين‌تر از محيط اطراف باشد اثر وارونگي دما شب به شب متفاوت مي‌باشد و ممكن است  بيشتر در بعضي از مكانهاي مشخص باشد اما هميشه بيشتر در جاهايي كه سرمازدگي اتفاق افتد موجود مي‌باشد. در كل درختاني كه شاخ و برگ بلند و تنك دارند كمتر تحت تأثير سرمازدگي قرار مي‌گيرند. 

تنظيم سرما و يخبندان

هر چند كه دوره‌هاي سرمازدگي و يخبنداني اغلب جابجا مي‌شوند (اشتباه مي‌شوند) آنها شرح داده مي‌شوند بصورت دو پديده مجزا جدول (1.۲۸) يخ زدن زماني اتفاق مي‌افتد كه يك توده هواي سرد وارد يك منطقه شود و دماي آن به پايين‌تر از نقطه انجماد برسد. معمولاً با دماي تند كه

 < ۵mph   و توده هواي ابر ممكن است وجود داشته باشد. در اين وضعيت كوشش جهت حفظ گياهان به وسيله تغيير دادن عوامل محيطي خيلي كم مي‌باشد.

سرمازدگي تشعشعي وقتي رخ مي‌دهد كه آسمان صاف و بادهاي آرام <5mph) ) اجازه افزايش وارونگي نزديك سطح زمين كه دما پايين‌تر از نقطه انجماد مي‌رسد. اين دو نوع سرمازدگي يكي سفيد مايل به خاكستري و ديگري سرمازدگي سياه مي‌باشند. سرمازدگي سفيد مايل به خاكستري زماني ايجاد مي‌شود كه رطوبت موجود در اتمسفر تشكيل كريستالهاي جامد كوچك را در سطح مي‌دهد. در سرمازدگي سياه خيلي كم و يا بدون تشكيل كريستالهاي يخي شكل مي‌باشد زيرا هواي موجود در اتمسفر خشك مي‌باشد. اين فرم از تشكيل كريستالهاي يخي مربوط به نقطه شبنم يا نقطه انجماد است كه دماي هواي سرد باعث تغيير رطوبت اتمسفر از گاز به شكل جامد در بيايد، هواي خشك كاهش مي‌دهد نقطه شبنم را.

جدول (1.۲۸) تفاوتهاي بين سرمازدگي تشعشعي و سرمازدگي يخبندان

عشع و انتقال آن تا اينكه هوا به اندازه كا

رديف

سرمازدگي تابشي

سرمازدگي يخبندان

1

بادهاي آرام <5mph) )

 5mph) > بادهاي

۲

آسمان صاف

آسمان ابري

۳

توده هواي سرد ۳۰- ۲۰۰فوت

توده هواي سرد ۵۰۰- ۳۰۰۰فوت

۴

گسترش وارونگي دما

بدون گسترش وارونگي دما

۵

شامل دو نوع سفيد و سياه

بدون هيچ شكلي

۶

تلفات هواي سرد

بدون اتلاف هواي سرد

۷

محافظت از گياهان امكان‌پذير است

محافظت از گياهان با موفقيت كمي همراه است

  فاكتورهاي تأثيرگذار در شكل‌گيري سرمازدگي

1. مكان

ممكن است كه يك جاي ويژه در مقايسه با محلهاي ديگر براي شكل‌گيري سرمازدگي مستعدتر باشد. براي مثال، اين مشكل در دره‌هاي باريك نسبت به دره‌هاي عريض و پهن بيشتر باشد، دوره‌هاي پهن داراي تهویه بهتر براي انتقال هواي سرد و همچنين مخازن بزرگي از هواي گرم كه با هواي سرد تركيب مي‌شود و دوري مي‌كند از تشكيل سرمازدگي دوره زهكشي هوا نام غلط و غير علمي است. اما اين دوره غالباً براي جريان هوا در باغات ميوه استفاده مي‌شود. بنابراين در كشورهاي پيشرفته توجه زيادي به انتخاب محلي كه تهويه هواي بهتري دارد مي‌نمايند زيرا اين چنين محلهايي عاري از سرمازدگي مي‌باشند. در مكانهاي شيب‌دار سرمازدگي رخ خواهد داد اما تنوع آن به توپوگرافي محل بستگي دارد. براي مثال حتي يك گودي كوچك متحمل‌تر نسبت به سرمازدگي به آب و هواي يك ناحيه يا يك مسير شيب‌دار مي‌تواند باشد.

۲- بلندي (ارتفاع)

جاي بلند تفاوت كمتري در شكل‌گيري سرمازدگي دارد. شكل‌گيري سرمازدگي ممكن است بدون واسطه جاي بلند باشد اما وارونگي دما نيست و غيره ممكن است در شكل‌گيري سرمازدگي نقش داشته باشند. بنابراين شكل‌گيري سرمازدگي ممكن است حتي در مكان پايين جاههاي مرتفع در صورتي كه دما كاهش پيدا نموده و به نقطه انجماد برسد صورت گيرد.

۳- خاك

ساختمان خاك تحمل زيادي در برابر دما دارد زيرا تشعشع و دماهاي متفاوتي به آن مي‌رسد. براي مثال پيت گرما و اشعه را جذب مي‌كند. اما گرماي كم بوسيله تشعشع به سرعت از آن منتقل مي‌شود، آن رساناي ضعيفي است و نمي‌تواند هواي گرم را هدايت نمايد. با وجود آنكه شن جذب كننده خوب گرمت نيست اما يك رساناي بهتري است و دماي هوا در شب را بالا مي‌برد، بنابراين مشخصات يك خاك مي‌تواند تأثير زيادي در شكل‌گيري سرمازدگي داشته باشد.

۴- پوشش خاك

يك پوشش ضخيم بر روي خاك بوسيله علفها، بذرها، مابچ و غيره كشيده مي‌شود كه جلوگيري مي‌كند از گرما در طول روز آن در شب جلوگيري مي‌كند از اتلاف گرما بوسيله هدايت اما گرماي متشعشع شده مي‌تواند كاهش دهد دماي احاطه شده را. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه تحمل خطر سرمازدگي زماني كه از يك پوشش رويش استفاده شود بيشتر مي‌شود.

۵- رطوبت خاك

رطوبت خاك مي‌تواند تا حدودي از شكل‌گيري سرمازدگي جلوگیری نماید. گاهي اوقات مي‌توان با آبياري با آب گرم در زماني كه خطر سرمازدگي وجود دارد مي‌توان از رخ دادن سرمازدگي جلوگيري نمود اما آبياريي كه فقط خاك را مرطوب كند نسبت به آسيب متحمل مي‌باشد زيرا آن جلوگيري مي‌كند از تشكيل سريعتر سرمازدگي. بديهي است طبق آزمايشات متفاوت تبخير دخالت ندارد تشعشع عامل مؤثر در جابجايي اثر سرمادهي و آب كم‌كم كه عملاً دما را تحت تأثير قرار مي‌دهد كه زيان‌آور مي‌باشد. يك آبياري كامل خاك احتمالاً تشكيل سرمازدگي را به تعويق خواهد انداخت. احتمالاً آن مي‌تواند گرماي زياد ويژه آب را به مقدار كمي در طول شب آزاد نمايد و محافظت مي‌كند از دماي احاطه شده در نقطه انجماد.

۶- كشت محصولات

در نواحي كه كشت و كار انجام مي‌شود نسبت به زمينهاي لم يزرع كمتر خطر سرمازدگي وجود دارد. بقاياي گياهان در سطح خاك از افزودن خسارت جلوگيري مي‌كند و با هدايت گرما مي‌تواند به آساني دماي هوا را سريعتر بالاتر از سطح خودش ببرد و از پايين آمدن دما جهت ايجاد سرمازدگي ممانعت به عمل مي‌آورد.

 - باد

بادهاي با سرعت بيشتر از ۴mph در طول شب محافظت مي‌كند از مخلوط شدن هواي گرم و سرد جلوگيري مي‌كند از سرماي بيش از اندازه. بنابراين شبهاي طوفاني نمي‌تواند يخ‌زدگي را تحمل نمايد. اگر باد شديد باشد مي‌تواند دماي باغ افزايش يابد اگرچه در طول دوره يخ‌زدگي باد ممكن است اين اثرات را نداشته باشد زيرا هواي سرد پيوسته حركت مي‌كند. در كل شبهايي كه تركيبي از هواي آرام با تشعشع خوب باشد بيشترين خسارت را وارد مي‌نمايد.

۸- ابر و دود

ابرها برمي‌گردانند گرماي كمي را بوسيله انعكاس بنابراين آن را يك ابر عبور مي‌كند و براي مدت زمان كوتاهي مي‌تواند دما را يك تا ۲درجه بالاتر ببرد. بنابراين شبهاي آرام و ابري مناسب مي‌باشند و خطر سرمازدگي در آنها كمتر رخ مي‌دهد همچنين مي‌توان با بكار بردن دود دماي احاطه شده را بالاتر برد و از رخ دادن سرما جلوگيري نمود.

۹- نقطه شبنم

نقطه شبنم درجه حرارتي است كه رطوبت در آن شروع به منقبض شدن مي‌نمايد. اگر رطوبت اتمسفر بيشتر باشد مناسب‌تر براي رخ دادن نقطه شبنم مي‌باشد. وقتي بخار آب منقبض مي‌شود گرما را از دست مي‌دهد وقتي كه نقطه شبنم بالاتر از حد دماي بحراني محصولات مي‌باشد فايده رشد ميوه با پايين آمدن آهستگي دما گرما را آزاد مي‌نمايد بوسيله منقبض شدن بخار آب. اگر نقطه شبنم پايين‌تر از حد دماي بحراني باشدپايين آمدن دما سريع مي‌باشد كه ممكن است محصولات را تحت تأثير خود قرار دهد. در كل نقطه شبنم در مناطق خشك بالاتر از ۳۰درجه فارنهايت. نقطه شبنم در حدود پايين نشان دهنده هواي خشك مي‌باشد. پايين آمدن سريع دما در نقطه شبنم پايين مشكل ايجاد مي‌نمايد حتي با استفاده از بخاريها.

  1۰- اهميت وارونگي

اگر وارونگي سريع و وسيع باشد بيشتر مناسب رخ دادن سرمازدگي مي‌باشد. بنابراين اهميت وارونگي از شب به شب و ديگر فاكتورهايي كه در بالا شرح داده شده متفاوت مي‌باشد در بسياري از ميوه‌هاي مخصوص مناطق معتدله باعث صدمه جوانه‌زني، گرده‌افشاني و در نتيجه بدست آوردن ميوه نامرغوب و كم مي‌شود. در مورد تعدادي از ميوه‌ها مانند (هلو، گلابي، گوجه‌و غيره) حتي بالاتر از ۸۰درصد از جوانه‌ها بوسيله سرمازدگي از بين مي‌رود. بنابراين توصيه مي‌شود كه وقتي يخبندان رخ داد بايد سعي نمود كه دماي باغ ميوه حدود F ْ۳۲يا نزديك به آن ايجاد نمود.

شيوه‌هاي پيش‌بيني سرمازدگي

همواره بهتر است كه آگاهي خوب در مورد آب و هوا و يا قصد رخ دادن سرمازدگي از قبل داشته باشيم. بنابراين مي‌توانيم خودمان را آماده سازيم براي مقابله با سرمازدگي با استعمال شيوه‌هاي زير در خصوص پيشگويي و رخ دادن سرمازدگي.

1- آگاهي

يك كشاورز باهوش مي‌تواند افكارش را در خصوص چگونگي رخ دادن سرمازدگي در اطرافش تقويت نمايد. اگر هواي شي در زمستان صاف و دما كاهش پيدا كند مناسب براي رخ دادم سرمازدگي سريع مي‌باشد زيرا تشعشع مناسب و هواي خنك با هواي گرم مخلوط نيست در شرايطي نظير اين بايد بلافاصله مزرعه را آبياري نمايد و يا ديگر روشهاي مناسب از خطر سرمازدگي محافظت نمايد. بنابراين شبهاي ابري مناسب براي سرمازدگي نمي‌باشد.

۲- شيوه نقطه شبنم

شكل‌گيري نقطه شبنم با شكل‌گيري سرمازدگي متناسب مي‌باشد. طبق مطالعات و مشاهدات انجام شده در قرن 1۸ شكل‌گيري نقطه شبنم در ساعات صاف دليل كم بودن دما در هر صبح مي‌باشد. نقطه شبنم تنها شاخص قابل اطمينان نسبت رطوبت نقش مهمي در تصميم گرفتن كه آيا سرمازدگي رخ خواهد داد يا خير خواهد داشت. اگر رطوبت نسبي بين ۸۰ تا 1۰۰ درصد باشد رخ دادن سرمازدگي قطعي خواهد بود. اگر رطوبت نسبي در غروب بين ۴۰ تا ۵۰ درصد باشد دماي حداقل حدود ۵ درجه بالاتر از نقطه شبنم در غروب مي‌باشد.

۳- سيستم آگاه كردن پيش‌بيني وضع آب و هوا

در بيشتر كشورهاي حامي پيش‌بيني براي دماي حداقل اداره علم هواشناسي وجود دارد كه مي‌توان ايده رخ دادن سرمازدگي را پيش‌بيني نمود. يكي از مهمترين سيستم‌هاي پيش‌بيني وضع آب و هوا در ايالات متحده آمريكا قرار دارد كه سرويس آب و هوايي ملي ناميده مي‌شود. بنابراين آن نمي‌تواند سرويس آب و هوايي كشاورزي را انجام دهد آن هشدارهاي سرمازدگي را منتشر مي‌كند. اين هشدارهاي منتشر شده به عنوان پايه و اساس وضعيت پيش‌بيني وضع هوا مي‌باشند.

جدول ۲-۲۸ هشدارهاي منتشر شده بوسيله سرويس آب و هوايي ملي ايالات متحده در خصوص سرمازدگي و يخبندان.

 نوع هشدار و آگاهي

سرعت باد(mph)

دماي هوابرحسب درجه فارنهايت

سرمازدگي

1۰<

< ۳۲

شبنم- يخ‌زده

1۰<

> ۳۲

يخبندان

1۰>

> ۳۲

 اين هشدار دهنده‌ها به ما كمك اظهار و عقيده متخصصين فن هشدارها را بيان مي‌كنند. بر پايه اين آگاهي‌ها و اظهارات است كه مي‌توان شرايط مناسب براي رشد درختان ميوه و براي محافظت كردن در برابر سرمازدگي تأمين نمود. هر چند در كشور ما هشدار دهنده‌هاي مخصوص اين چنيني نيست كه حدود رخ دادن سرمازدگي را بيان كند.

 ۴-  روش ميانگين دما

اين روش احتمالاً ساده‌ترين روش ارائه شده توسط اسميت در سال 1۹۲۰ مي‌باشد كه براي پيش‌بيني رخ دادن سرمازدگي مي‌باشد. اين روش پايه‌ گذاري شده بر فرضيات كه در فصل بهار در شبهاي صاف و آرام سرمازدگي رخ مي‌دهد، عملاً حداكثر كاهش سرعت دما در بعدازظهر كه حداقل كاهش سرعت دما در صبح در همه روزهايي كه سرمازدگي شكل مي‌گيرد مي‌باشد. بنابراين ميانگين دمايي بين دماي حداكثر و دماي حداقل كه قبلاً گزارش شده است بدست مي‌آيد كه مي‌توان با كمك آن براي همان منطقه در خصوص سرمازدگي پيشگويي نمود. براي مثال اگر دماي حداكثر يك محل ۷۰ فارنهايت و ميانگين دمايي آن ۵۰ درجه فارنهايت باشد يك اختلاف ۲۰ درجه‌اي با ميانگين وجود دارد با گرفتن ميانگين دما انتظار اين كه حداقل دما ۳۰درجه فارنهايت باشد و رخ دادن سرمازدگي در سحرگاه دور از انتظار نيست.

۵- روش معادله خطي

هنوز بيشتر از معادله اسميت (1۹۲۰) براي تخمين صحيح پيشگويي سرمازدگي استفاده مي‌كنند. معادله اسميت به اين صورت است Y=a+b R R = رطوبت نسبي در عصر

Y = تفاوت دماي حداقل از عصر

a و b اعداد ثابت هستند  =a    ۲/11-            b = ۷۲۷ /۰

اين معادله اطلاع گرديد و به صورت V=X+by+CZ نوشته مي‌شود.

X ، y و Z ضريب مشترك داده‌هاي سابق

=b رطوبت نسبي در عصر

C = مجذور رطوبت نسبي

V = تفاوت بين دماي حداقل سحرگاه و عصر در نقطه شبنم

در اين معادله X=۷/۳  و y=۰/1۸  و Z=۰/۰۰۵۷  كه ممكن است در مكانهاي مختلف جابجا شوند.

اين معادلات براي پيش‌بيني دماي پايين مؤثر مي‌باشند اما براي دماهاي متوسط روش مؤثري نمي‌باشد. يك معادله مي‌تواند براي يك مكان خيلي مؤثر باشد اما نه در همه جا. هر چند پيش‌گويي‌ها در جاهاي مشخصي بوجود آمده‌اند اما براي اقليتهاي كوچك، جاهاي بلند و يا جاهاي ديگر ممكن است نامناسب نباشد، بنابراين پرورش دهنده‌ها بايد اين پيش‌گويي‌ها را براساس نياز محلشان اصلاح نمايند.

شيوه‌هاي حفاظت از سرمازدگي

اگر بخواهيم از سرمازدگي با موفقيت محافظت نماييم بايد مديريت نمود بر محافظت‌ها و مراقبت‌ها و به كارهايي از قبيل هرس نمودن،كوددهي آبياري باراني و ديگر اعمال كشاورزي پرداخت. در واقع روشهاي مراقبت از سرمازدگي را مي‌توان بطور گسترده به عنوان مقياس‌هاي بازدارنده و درجه كاهش دهنده تقسيم‌بندي نمود.

A ) معيارها و اندازه‌هاي بازدارنده

1- انتخاب محل

بهترين روش براي جلوگيري از سرمازدگي انتخاب محل مناسب و رضايت بخش كه تقريباً عاري از سرمازدگي باشد در انتخاب يك محل براي پرورش ميوه در اقليتهاي كوچك از آگاهي دهنده‌ها استفاده مي‌شود. تصور جريان هواي سرد در نواحي با قليايي كم روش مؤثر و سريع در انتخاب يك محل مي‌باشد. در يك مكان با تهويه هواي خوب محلي مناسب براي پرورش درختان ميوه خواهد بود چون نسبت به سرمازدگي مقاوم مي‌باشد.

۲- انتخاب نوع ميوه

بعضي از درختان ميوه در مقايسه با ديگر درختان در مقابل سرمازدگي مقاوم‌تر مي‌باشند بنابراين در نواحي كه مستعد براي خسارت سرمازدگي مي‌باشد بايد ترجيح داده شود به توليد درختان ميوه مقاوم در برابر سرمازدگي.

 ۳- انتخاب ارقام مناسب

ارقام متفاوتي از يك محصول خاص وجود دارند كه مقاومتشان در برابر سرمازدگي متفاوت مي‌باشند. براي مثال سيبهاي روسي وكانادايي مي‌توانند سازگاري بهتري نسبت به سيبهاي ساير كشورها در برابر سرمازدگي داشته باشند. گونه‌هاي آلوي روسي بيشترين سازگاري را در برابر سرمازدگي از خودشان مي‌دهند. مثلاً غنچه و گلهاي بعضي گونه‌هاي سيب مثل jonathan ، Delicioas group ، Winesap ، Wealthy Staman حتي در ۳۲درجه فارنهايت از بين نمي‌روند. در هلو ارقامي از گلهاي بزرگ دارند در برابر سرمازدگي مقاوم‌تراند چون گلبرگهاي بزرگ آن روي مادگي و پرچمها را براي مدت طولاني پوشانيده‌اند. هلوي رقم Elbwrta كه در جهان معروف مي‌باشد مي‌تواند تأثيرات سرمازدگي را به تعويق اندازد. بعضي از ارقام توت‌فرنگي حساس‌تر نسبت به انواع ديگر در برابر سرمازدگي مي‌باشند زيرا ساقه‌هاي گل دهنده آنها بزرگتر است و شكوفه‌هاي آنها در بالاتر از برگها قرار دارند.  همچنين برخي از ارقام ميوه‌ها در تاريخهاي متفاوتي شكوفه‌هاي خود را نشان مي‌دهند. بنابراين رفتار گل‌دهي ارقام مختلف درختان ميوه اغلب بسيار مهم در خطر نهايي سرمازدگي مي‌باشند. در مورد زردآلو و بادام هيچ فاكتور محدود كننده‌اي در سرماي زمستان وجود ندارد زيرا بسياري از واريته‌هاي آنها سخت‌تر از هلو مي‌باشند اما مسئله اينجا است كه آنها خيلي زود شكوفه مي‌دهند كه سرماي بهاري روي آنها تأثيرگذار مي‌باشد. بنابراين يك گونه مناسب و دير گل براساس نياز مكاني يك راه كه كمك مي‌كند در برابر خطرات سرماي بهاره. هر چند كه در ميوه‌هاي مختلف فصل شكوفه‌دهي خيلي كوتاه مي‌باشد بنابراين پرورش اين ميوه‌ها در نواحي كه مستعد سرمازدن مي‌باشد مشكل مي‌باشد بنابراين پرورش ارقامي از درختان ميوه كه دير شكوفه مي‌دهند به نظر مي‌رسد تنها راه‌حل براي مسئله سرمازدگي مي‌باشد.

  ۴- اعمال كشاورزي

بعضي از اعمال كشاورزي مثل به تعويق انداختن شكوفه‌‌دهي در درختان با شستن تنه درختان و يا استفاده از مالچ و غيره مي‌تواند سودمند باشد در جلوگيري از خطرات سرمازدگي اما موفقيت‌هاي اين اعمال هنوز ثابت نشده است ولي به عنوان يك خبر و آگاهي از آن مهم است.

B) مقياس‌هاي مُسكن و آرام كننده‌ها

1- آبياري

پنج روش آبياري مفيد براي حفاظت گياهان در برابر سرمازدگي وجود دارد. عمومي‌ترين آن آبياري باراني است كه بصورت يك چتر در بالاي درختان قرار مي‌گيرد كه بطور معمولي در كشورهاي پيشرفته و همچنين در قسمتهاي كمي از هندوستان بكار مي‌برند زيرا بكار بردن آن آسان است و كم هزينه‌تر از ساير روشها مي‌باشد. علاوه بر آن از اين سيستم براي جلوگيري از خشكسالي، فرونشاندن گرما و كنترل آفات بكار برده مي‌شود با جايگزين مستمر آب دماي بافت‌هاي گياهان بالاتر از ۳۲ درجه فارنهايت مي‌ماند. قسمتهايي از گياهان توسط گرما خسارت مي‌بينند و با آبياري باراني گرماي احاطه شده رها مي‌شود. يك گرم آب ۸۰ كالري انرژي آزاد مي‌كند بنابراين يك مشكل از گرماي پنهان مي‌باشد كه گرما را براي بقا گياهان تأمين مي‌كند. بكار بردن آب مداوم در اين سيستم خيلي مهم مي‌باشد بنابراين اگر آب بكار برده نشود اين روش مؤثر نيست و به گياهان خسارت وارد مي‌آورد. باد داراي سرعت بيشتر از mph۵ مي‌تواند محافظت نمايد در برابر سرمازدگي و تبخير باعث كم شدن دماي قسمتهاي درختان مي‌شود در بعضي مواقع آبياري باراني سبب شكستن شاخه‌هاي درختان و شستشوي موادغذايي خاك از زيان‌هاي سيستم مي‌باشد.

پاشيدن بافواره‌هاي كوچك در سايه درختان بعضي از كشورها براي محافظت از سرمازدگي درختان موفقيت‌آميز بوده است اگرچه اين شيوه مثل آبياري باراني عموميت ندارد. با روش مه پاشي هم مي‌توان در برابر سرمازدگي محافظت نمود. آبياري غرقابي يكي از شيوه‌هاي محافظت از سرمازدگي است. اگرچه آبياري غرقابي شيوه‌اي است كه بيشترين استفاده عمومي در هند و يكي از شيوه‌هاي آبياريي مي‌باشد كم توصيه مي‌شود براي محافظت درختان در برابر سرمازدگي مه بدوم آلودگي درختان ميوه در حال خواب و همچنين جوانه‌هاي آن را سرمازدگي محفوظ نگه مي‌دارد. اين سيستم بوسيله Anderson.L.j در ايالات متحده بكار گرفته شد تأسيسات آن بدين صورت است كه مه ۲دقيقه وصل و ۴دقيقه قطع بعد از دوره استراحت درخت سيب زماني كه دما بالتر از ۴۵درجه فارنهايت بسيار مفيد است و باعث تأخير در شكوفه كردن و در نتيجه محافظت جوانه‌ها در مقابل سرمازدگي مي‌باشد.

بسياري از متخصيصين ميوه كاري بر اين نظريه عقيده دارند كه با پاشيدن آب گرم سريع در صبح شيوه‌اي مفيد براي نگهداري درختان ميوه از خسارت سرمازدگي مي‌باشد.

۲- لايه‌اي از دود

اشعه خورشيد در محل يكي از بزرگترين فاكتورهايي است كه گفته مي‌شود در رخ دادن سرمازدگي مؤثر مي‌باشد بنابراين از هيچ تلاشي ساخته نيست براي جلوگيري كامل ضرر اشعه خورشيد در درختان ميوه‌دار براي جلوگيري از رخ دادن سرمازدگي با ايجاد روكشي از دود در باغ ميوه در طول شب تمايل به بالا رفتن دما در باغ مي‌شود. براي ايجاد دود مي‌توان با سوزاندن ناقص فرآورده‌هاي از بين رفته مثل برگهاي خشك كاه و كلش بين ۹ و 1۰PM بالاتر از صبح زود.

۳- گرم كردن باغ ميوه

گرم نمودن باغ ميوه موفق‌ترين شيوه براي جلوگيري از كاهش دما در باغ مي‌باشد اين عمل در كشورهاي پيشرفته جهان يك جريان عادي مي‌باشد. اما در كشور ما كمتر استفاده مي‌شود زيرا اين عمل بسيار پرهزينه مي‌باشد. باغ را مي‌توان بوسيله تعدادي بخاري كوچك و يا سوزانيدن كود حيواني و امثال آن گرم نمود. در آزمايشات اثبات شده است كه هر 1۰۰كيلوگرم كود حيواني دماي فضاي احاطه شده را 1۰درجه بالاتر مي‌برد. همچنين باغ را مي‌توان بوسيله گازوئيل، بنزين و يا گازطبيعي هم گرم نمود بيشتر كشاورزان پيشنهاد داده‌اند كه حتي براي گرم كردن باغ بوسيله سوزاندن گاز پروپان هم استفاده نمود در كل براي بالا بردن دما به ميزان ۶- ۵ درجه در باغ بوسيله ۷۵۰تا ۸۰۰چراغ گرم‌كن نياز مي‌باشد.

۴- استفاده از حرارت شمع

حرارت شمع همچنين بسيار مفيد براي افزايش دماي باغ و جلوگيري از رخ دادن سرمازدگي. در اين روش گرمايي حدود ۲۵۰۰۰BTU در ساعت منتشر مي‌شود. آزمايشات نشان داده است كه ۴- ۳ شمع براي هر جريب كافي است كه دماي باغ ميوه را 1۰- ۸ درجه فارنهايت افزايش مي‌دهد.

۵- استفاده از ماشين‌هاي توليدكننده باد

گاهي اوقات ماشين‌‌هاي توليدكننده باد هم مفيد براي جلوگيري از تشعشع سرمازدگي اين دستگاهها هواي گرم پايين را به سطح محصولات منتشر مي‌كنند. بنابراين اينها در موقع يخ‌زدن مؤثر نيستند. يك دستگاه توليدكننده باد مي‌تواند تقريباً 1۰جريب زمين نسبتاً پهن مربع يا دايره‌اي شكل را حفاظت نمايد. دستگاه توليدكننده باد فقط در مورد حفاظت از تشعشع سرمازدگي مؤثر مي‌باشد يك باغدار بايد به مقدار كافي از نبودن مسئله يخبندان در آن محل مطمئن باشد. استفاده از دستگاههاي توليدكننده باد انرژي كمتري در حدود ۵ تا 1۰ درصد در مقايسه با بخاريهاي گرم‌كن در باغ مصرف مي‌نمايند. اگرچه ارزش هر دو ماشين‌هاي توليدكننده باد و بخاريهاي گرم‌كننده در باغ تقريباً مثل هم مي‌باشند هنوز دستگاههاي توليدكننده باد يك منبع خوب براي تأمين حفاظت سرمازدگي مي‌باشد. در تعدادي از كشورهاي پيشرفته همچنين از بالگرد هم استفاده مي‌شود به عنوان دستگاه توليدكننده باد اگرچه اين هليكوپترها رويهم رفته عملكرد متفاوتي دارند.

  ۶- استفاده از پوشش‌ها

استفاده از گياهان كوچك به عنوان حفاظت كننده در برابر سرمازدگي بصورت يك پوشش عمل مي‌كنند. در كشورهايي نظير كشور ما استفاده از كاه به عنوان محافظت از سرمازدگي بيشتر عموميت دارد. استفاده از كاه و كلش مزارع شاليكاري ماده مناسبي براي پوشش مي‌باشد. حتي در خزانه كاريها‌ مي‌توان با استفاده از ني سقفي براي محافظت ساخت. براي اين هدف با استفاده از گياهي به نام Sarkanda (Sacbarum spp. ‌) در بعضي از كشورها عموميت دارد. استفاده از پوشش كاهي بايد در طي مدت دسامبر تا فوريه و تا پايان خطر سرمازدگي ادامه داشته باشد. در موقع استفاده از كاه و كلش به عنوان پوشش درختان بايد در طرف شرقي و جنوبي قرار گيرند تا به اندازه كافي نور در طول روز دريافت نمايند. بسياري از فوايد و ضررهاي تعدادي از شيوه‌هاي محافظت از سرمازدگي در جدول (۳.۲۸) آمده است.

 

 

 

 

جدول ۳.۲۸ فوايد و ضررهاي تعدادي از شيوه‌هاي محافظت از سرمازدگي.

 روشهاي حفاظت

فوايد

ضررها

ملاحظات

انتخاب محل

با انتخاب محلي كه داراي هواي سرد و با تهويه خوب پيشگيري مناسبي انجام مي‌دهد

ندارد

بهترين روش محافظت از سرمازدگي است با خبر بودن از جريان هوا و يا آگاهي از حداقل دما

آبياري باراني

اين‌روش‌كم‌هزينه‌تر از روش استفاده از بخاريهاي گرم‌كن مي‌باشد و مي‌توان از آن براي استفاده اهداف ديگر بكار برد

هزينه نسبت تأسيسات وابسته زياد است ريسك خسارت به محصول در صورت يخبندان وجود دارد باعث شكسته شدن شاخه‌ها مي‌شود و در برابر يخبنداني نمي‌تواند محافظت نمايد

قسمتهاي‌مختلف‌درختان با تركيب هواي‌گرم و باراني حفاظت مي‌شود براي حفاظت مي‌شود‌ براي حفاظت بيشتر آبياري بايد تا طلوع خورشيد ادامه پيدا نمايد كه يك‌ منبع ذخيره قوي لازم است 

آبياري در زير سايه

اين روش‌كم‌هزينه تر از روش استفاده از بخاري مي‌باشد مي‌توان حفاظت را در باد هم تأمين نمود از آن مي‌توان براي ساير اهداف ديگر هم استفاده نمود

هزينه تأسيسات وابسته زياد است ريسك خسارت به محصول در صورت يخبنداي وجود دارد باعث شكسته شدن شاخه‌ها مي‌شود و همچنين باعث اشباع خاك مي‌شود.

تمام قسمتهاي درختان بوسيله انتقال گرماي پنهان محافظت مي‌شود يك منبع قوي لازم است

آبياري مه‌پاشي

مانع خروج اشعه گرما مي‌شود

عامل ذخيره‌اي دارد اما كمتر بصورت عملي رايج مي‌باشد

استفاده از اثرگلخانه‌اي براي به تله انداختن گرما و تشعشع سرما كمتر مي‌باشد

دستگاههاي توليد‌ كننده باد

اگر فضا و محوطه پهن باشد مي‌توان 1۰جريب را تحت پوشش قرار داد هزينه تاسيسات آن شبيه به بخاري مي‌باشد

در بادهاي يخبنداني مؤثر نيست

مخلوطي از هواي‌گرم بالاتر از واروندگي و پايين‌تر از سطح محصولات است مي‌توان همچنين با بخاري استفاده كرد

 

روشهاي حفاظت

فوايد

ضررها

ملاحظات

بخاريهاي گرم‌كن

اشعه گرما در يخبندانها مفيد است هزينه تأسيسات آن كمتر از روش آبياري مي‌باشد ريسك خسارت به محصول كمتر است

به علت گران بودن سوخت‌اين روش امروزه‌كمتر استفاده مي‌شود

سيستم آزاد و يا لوله‌كشي در دسترس مي‌باشد سيستم آزاد به منبع قوي ندارد

پوشش‌ها

مي‌تواند در حفاظت از سرمازدگي و يخبنداني استفاده كرد ريسك خسارت به محصول كاهش پيدا مي‌كند.

در مدتهاي كوتاه‌ موفقيت‌آميز مي‌باشد در محيط درختان عملي نيست و هزينه و زحمت زيادي لازم دارد

قسمتي از محصولات كه با پوشش تماس دارند تحمل سرمازدگي و خسارت را پيدا مي‌نمايند

 

استفاده از پوشش كاهي مخصوصاً مخصوص گياهان و درختان كوچكتر و جوانتر مي‌باشد و براي آنها مفيد‌تر مي‌باشد، بنابراين اگر ارتفاع گياهان بزرگتر از پوشش باشد اين شيوه بسيار پرزحمت مي‌باشد. براي مزارع بزرگتر اما درختان جوان ممكن است از تونلهاي مصنوعي استفاده شود. در اين روش با استفاده از ورقه‌هاي پلاستيكي به كمك ني در بالاي سطح گياهان كشيده شود اين ورقه در طول شب و روز روي گياهان باقي مي‌ماند. در اين روش گياهان بهتر حفاظت مي‌شوند در برابر سرمازدگي و رشد خوبي پيدا مي‌كنند زيرا رژيم دمايي بهتري در داخل تونل ايجاد مي‌شود. گياهان را همچنين مي‌توان بوسيله كاغذ به پارچه و يا كاه پوشانيد. پوشاندن گياهان يك شيوه مؤثر محافظت از سرمازدگي است اما اين روش براي باغهاي تجاري عملي نمي‌باشد. 

 ۷- مالچ

استفاده از مالچ براي محافظت از سرمازدگي از زمانهاي قبل رايج بوده است و مورد استفاده قرار مي‌گرفته. مي‌توان از مالچ‌هاي مناسب زيادي استفاده نمود اما استفاده ار ورقه‌هاي سياه Alkathene كه عريض‌تر مي‌باشد پذيرفته شده براي حافظت گياهان در برابر سرمازدگي دماي خاك را بهتر از ديگر مالچ‌ها محفوظ نگه مي‌دارد (ساير مالچها، كاه، علف، تراشه‌هاي چوب و سنگريزه و غيره)

۸- Cloches

Cloches يك تركيب مصنوعي است كه مخصوص پوشاندن گياهان يا يك رديف از درختان در خزانه كه محافظت مي‌شود از آنها براي كاهش خسارت سرمازدگي اين روش در كشورهاي نظير ايالات متحده، روسيه و اسرائيل عموميت دارد اما در كشورهاي هند بسيار كم و ناياب است.

۹- استفاده از موادشيميايي

مواد شيميايي كه آزموده شده‌اند براي حفاظت از سرمازدگي بسيار متنوع‌اند اما اثر آنها وابسته به ساختارشان مي‌باشد. براي مثال، تعدادي از اين موادشيميايي نقطه انجماد در بافتهاي گياهي تغيير مي‌دهند، كم كردن از جمعيت باكتريهاي تشكيل هسته‌هاي يخي (P.fluorescens,Erwinia و Pseadomonas syringae ) در محصولات در نتيجه مانع مي‌شوند از شكل‌گيري يخ و سرمازدگي و تعدادي از موادشيميايي رشد گياهي را تحت تأثير قرار مي‌دهند. براي كنترل باكتريهاي تشكيل هسته‌هاي يخي ۳ اصل وجود دارد. (1) استفاده از باكتري كش‌هايي نظير Steptomycin يا Oxytetracyclin در 1۰ روز قبل از سرمازدگي.

(۲) استفاده از باكتريهاي مخالف كه رقابت كنند باكتريهاي تشكيل هسته‌هاي يخي.

(۳) استفاده از جلوگيري كننده‌هاي باكتريهاي تشكيل هسته‌هاي يخي نظير روي و مس براي نتيجه‌گيري بهتر اين روش در آزمايشگاه و در زير آزمايشهاي آرام انجام مي‌گيرد.

1۰- كاشتن بادشكن و يا محافظ

كاشتن گياهان در كنار هم در سر مرز يا محيط باغ ميوه مانع بوجود آمدن نقطه انجماد مي‌شوند و همچنين دوري مي‌كنند از رخ دادن سرمازدگي و محافظت مي‌كنند. درختان در برابر خسارت سرمازدگي. درختاني مثل آكاليپتوس، انبه jamum و غيره به عنوان بادشكن خوب در اطراف باغات ميوه استفاده مي‌شوند.

11- استفاده از تنظيم كننده‌هاي رشد

از جمله تنظيم كننده‌هاي رشد GA3 مي‌باشد كه نقش بسياري در محافظت از سرمازدگي درختان بازي مي‌كند. دو نوع از GA3 پاشيدني

 (PPm۲۰۰- 1۰۰ ) يكي قبل از رخ دادن سرمازدگي و ديگري در طول سرمازدگي دوري مي‌كند از، از بين رفتن سلولهاي گياهي خسارتهاي ايجاد شده توسط سرمازدگي .

 

معمولاً بيشتر خسارتهاي ايجاد شده در درختان در قسمتهاي نزديك سطح زمين رخ مي‌دهد چون در آن قسمت سردتر مي‌باشد. بواسطه يخبندان پوست درختان جوان از بين رفته و شكاف برمي‌دارد شيره دروني بافتها قطع مي‌شود. گاهي اوقات حمله سرما مي‌تواند شاخه‌هاي جوان و بيروني را خشك كند و برگهاي درختان انبه را از بالا به پايين از بين ببرد. معمولاً تمام شاخه‌هاي انبه تحت تأثير سرمازدگي قرار مي‌گيرند نه فقط جوانه‌ها شاخه‌هاي آبدار و نرم در مقابل اثر سرمازدگي وخيم‌تر مي‌باشند. در سال 1۹۲۰پوين اظهار داشت كه درختان جوان انبه در حداكثر رشد مي‌توانند در دماي ۳۲ درجه فارنهايت آسيب زيادي ببينند.

در انبه وقتي كه نهالهاي جوان در دماي ۳۲درجه فارنهايت حتي براي يك ساعت بي‌حفاظ بمانند كل باغ بوسيله سرمازدگي نابود مي‌شود. بيشترين اثر آسيب‌ديدگي از سرمازدگي براي درختان مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري مي‌باشد. همه درختان ميوه انبه، موز، دو پاپايا در قسمت‌هاي شمالي هند به شدن تحت تأثير سرمازدگي قرار مي‌گيرند در انبه برگهاي اول بصورت تاول زده وجود دارد كه به ظاهر سوختخ به نظر مي‌رسد. بي‌حفاظ ماندن جوانه‌هاي بيروني درختان ميوه مسن باعث از بين رفتن آنها مي‌شود. در باغهاي پاپايا در اولين روز سرمازدگي همه برگها پژمرده مي‌شوند اگرچه كه درختان ممكن است سبر به نظر آيند. بعد از ۲روز همه برگها ممكن است خشك و به نظر مي‌رسد كه با آتش سوخته‌اند درختان موجود لخت و بدشكل به نظر مي‌آيند. حتي درختان بلند به ارتفاع حدود ۳متر هم تحت اين اثرات از بين مي‌رود. هر چند بيشتر در اين حالت رشد نوك بدون خسارت باقي مي‌ماند اما درخت سالم باقي نمي‌ماند. رشد ميوه تحت تأثير جريان شيره گياهي مي‌باشد. خسارت سطح ميوه بصورت قهوه‌اي، كوچك و چروكيده محسوس مي‌باشد.

در مركبات فقط برگهاي حساس تحت تأثير سرمازدگي قرار مي‌گيرند كه بعد از سرمازدگي كاملاً خشك مي‌شوند. سرمازدگي سريع برگهاي درخت موز را از بين مي‌برد و اگر دما براي يك شب پايين‌تر از نقطه انجماد باشد همين كافي است كه تمام مزرعه نابود شود. در دماي ۵/ 1- تا ۲- درجه سانتيگراد آسيب ديدن برگهاي موز كاملاً آشكار مي‌باشد حتي براي 1۵- 1۰ دقيقه كافي است كه بلافاصله باعث خسارت شود. همچنين اثر سرمازدگي بستگي به مكان مورد نظر هم دارد. براي مثال انتشار آن از شمال به جنوب وقتي كه بيشتر درختان ميوه جوانه زده‌اند و دماي زمين حدود ۴۲درجه فارنهايت (C ْ۵/۵) و با اولين سرماي ناگهاني اثر آن در ريختن برگهاي مسن‌تر مشاهده مي‌شود اگرچه كه ساقه كاذب و موز ۲ ژنوم A‌ و B دارد و انتشار آن از IARI بوده است ارقامي مثل Basrai و Lalkela (گروه AAA) بيشترين حساسيت را دارا مي‌باشند

 Champa , Rasthali  (گروه AAB) متحمل به سرما مي‌باشند و Monthan, Bothesa (ABB) بيشترين تحمل به سرمازدگي را نسبت به ديگران دارا مي‌باشد.

در كل بعد از رخ دادن سرمازدگي در بعضي اوقات چيدن ميوه مي‌تواند جلوگيري كند از توسعه بيشتر و ميوه‌هاي مناسب در انبار مي‌رسند و كامل مي‌شوند اما ممكن است ميوه‌ها از شكل عادي برخوردار نباشند. در سيب و گلابي اولين خسارت ممكن است به سيب قرمز زمستاني از ميوه‌ها در نزديك كاسه گل زده شود.

در سرمازدگي بيشترين خسارت به اسپور زده مي‌شود كه باعث بيشترين خسارت به گل و ساير قسمتهاي آن مي‌شود. در بين قسمتهاي مختلف گل مادگي بيشتر از ساير قسمتها آسيب مي‌بيند. ممكن است بعد از سرمازدگي پژمرده و يا تغيير رنگ بدهد. گاهي اوقات پرچم در اثر سرمازدگي به رنگ پرتقالي تبديل و دانه گرده‌اش از بين برود. بذرهاي جوان و تازه سيب و هلو خيلي حساس هستند و بعد از سرمازدگي ممكن است تبديل به قهوه‌اي رنگ شوند. شكوفه‌هاي ميوه سيب تحمل بيشتري در برابر سرمازدگي دارند اما ميوه‌هاي هسته‌دارها مقاومت كمتري دارند و خسارت بيشتري مي‌خورند. وقتي سرمازدگي در آخر فصل رخ دهد بافت داخلي ميوه‌هاي سيب خيلي خسارت مي‌خورند در نتيجه شايد ميوه بطور كامل نرسد. گاهي اوقات سرمازدگي باعث توليد ميوه‌هاي بي‌هسته مي‌شود. مثل ميوه‌هايي كه معمولاً از نظر شكلي غيرعادي و از نظر اندازه كوچكند. درخت گلابي در صورت خسارت ديدن صمغ و تراوش مي‌كند و معمولاً غيرعادي مي‌رسد يا قبل از رسيدن از درخت مي‌افتد و اگر خسارت زيادتر باشد بعد از گلدهي از درخت جدا مي‌شود. قسمت بيروني بذر سيب سوراخ و حالت كرم خوردگي دارد اما گلابي بصورت غيرعادي در قسمت گردن بزرگ مي‌شود كه در نتيجه به آن ميوه bullneck گويند. برگهاي سيب در صورت خسارت ديدن در برابر سرمازدگي به آنها frost blister گويند كه برگها كوچك، بدون توسعه و تاول زده مي‌باشند. اگر سرمازدگي قبل از گلدهي باشد در رشد رويشي برگها اثر مي‌گذارد. برگهاي تحت اثر ممكن است كوچك، بدشكل در نتيجه غذاي كمي براي گياه مي‌سازند.

معالجه درختان سرمازده

تكرار تمرين‌هاي زير مؤثر براي احياء درختان سرمازده مي‌باشد

1- برداشت ميوه

ميوه درختاني كه تحت تأثير سرمازدگي قرار گرفته‌اند بايد خيلي سريع برداشته شوند آن كمك مي‌كند در كاهش خستگي و افزودن در بهبودي درختان.

۲- هرس مناسب

شاخ و برگهاي جديد خسارت ديده ناشي از سرمازدگي در حدود چند روز يا يك هفته ظاهر مي‌شوند. شاخه‌هاي كوچك و مسن ۴- ۲ هفته يا بيشتر. در اين دوره بايد از انجام هرس دوري نمود. بايد زمان كافي براي (a) رشد جديد در محل و (b) مستقر شدن و ميزان خسارت تعيين شود. هرس سريع در رفع تعدادي از شاخه‌ها و تمايل به زنده كردن دوباره شاخه‌ها است. توصيه نشده است كه بعد از زمستان و خسارت شديد فوراً شاخه‌هاي كوچك را هرس نمود. اگر خسارت فقط مربوط به شاخ و برگها و شاخه‌هاي كوچك است آنها هميشه مقرون به صرفه است و همه آنها بايد حفظ شوند. نياز به درمان ويژه‌اي ندارند. اگر خسارت متوسط است و بخش قابل توجه‌اي از نوك از بين رفته است اما تنه و تاج اصلي شاخه‌ها خسارت كمي را نشان مي‌دهند تا مدت ۶ ماه وقتي كه همه خسارت ديده شود تا حدامكان بدنه درخت بايد حفظ نگه داشته شود. شاخه‌هايي كه خسارت جدي ديده‌اند از قسمت پايين قطع كردن بايد نزديك اسپورهاي جديد و قوي انجام شود. اگر قسمت نوك و تاج درخت از بين رفته‌اند اما تنه خسارت كمي را نشان مي‌دهد هرس را بعد از نيمه تابستان بايد انجام داد. در اين زمان بايد تمام نوك قطع و شاخه يا شاخه‌هاي اصلي بايد بدنه مناسبي براي درخت نگه داشته شوند. اگر خسارت خيلي شديد است و تمام نوك از بين رفته‌اند و بدنه هم آسيب ديده است و اسپورهاي قوي بالاي آن ظاهر شده‌اند در اين حالت بايد سعي نمود بدنه و نوك جديدي را بوجود آورد بعد از اينكه اسپورهاي جوان در بالاي بدنه جوان ظاهر شدند بدنه پير را بايد از قسمت پايين قطع نمود. بعد از قطع نمودن براي جلوگيري از خشك شدن دوباره بايد با چسب پوشانيده شود.

 ۳- معالجه پوست درختان آسيب ديده

اگر پوست درخت باقيمانده و پيچيده اما زنده باشد مي‌توان سريع به موقعيت معمولي و اصلي‌اش برگردانيد.

۳- ۲ ماه بعد از يخبندان ممكن است تكه از پوست درخت از تنه جدا شود. در نتيجه بايد آن قسمت پوست مرده قطع و صاف شود و بعد از ضدعفوني بايد پيوند انجام شود.

۴- سفيد كردن يا شستن

شستن و سفيد نمودن تنه‌هاي بي‌حفاظ و يا شاخه‌هاي بزرگي كه خالي از شاخ و برگ مي‌باشد را بايد انجام داد. آن جلوگيري مي‌كند از آفتاب سوختگي. ماده سفيد كنندة مناسب بايد شامل ۵۰‌Pounds  هيدرات آهك ۴Pounds  ZnSO۴ در 1۰۰گالن آب.

۵- آبياري مكرر

درختان مركبات بعد از يخبندان بلافاصله پژمرده به نظر مي‌رسند. اين نشانه احتياج به آبياري نمي‌باشد. اين نتيجه از فعاليت ريشه‌ها در استخراج آب از خاك در دماي كم تا اينكه يك محصول جديد از برگها در درختان خسارت ديده رشد نمايد.

۶- كودپاشي

اين ملاكي (گواهي) نيست كه بيان كند درختان سرمازده واكنشي به هيچ نوع كودي كه تحريك كننده رشد باشد نشان نمي‌دهند. بنابراين درختاني كه خسارت ديده‌اند را مي‌توان مقدار كمي كود معمولي به آنها داده شود. معمولاً كود زياد بر تحريك غلبه پيدا مي‌كنند در نتيجه بايد كودكمتر از حد معمول داده شود تا موازنه بين درخت برقرار شود.

۷- پاشيدن مواد مغذي

بايد مراقب كمبود روي، مس، منگنز در برگهاي درختان بعد از خسارت سرمازدگي بود. اغلب با مشاهده علائم كمبود با محلول‌پاشي اين مشكل را حل مي‌نمايند. معمولاً ۲بار يا بيشتر پاشيدن در سال اول مفيد واقع مي‌شود. پاشيدن مس نبايد به دفعات زياد باشد چون باعث ايجاد خسارت مي‌نمايد. در كل اگر نشانه كمبود مشاهده گرديده شد با استفاده از موادغذايي مركب اين نقيصه جبران مي‌شود.

۸- اجتناب از پاشيدني‌هاي سوزش‌آور

استفاده از مواد ضدعفوني كننده نظير Kmno4 و خمير Bordeaux در محل قطع شده لازم مي‌باشد. حتي خمير Chaubatia مي‌توان استفاده نمود. در كل بايد از پاشيدن تركيبات مسي خودداري نمود چون معمولاً باعث خسارت مي‌شود. براي خسارت كمتر بايد از اين راهها استفاده نمود (A) با اضافه نمودن تركيبات مسي حلال (B) با افزايش تعرق كه باعث افزايش پژمردگي و قطع شدن برگ مي‌شود و (C) با كاهش دماي بافت‌ها طبق آزمايشات انجام شده ثابت شده است كه هواي ابري و خنك فعاليت فتوسنتري را كاهش مي‌دهد و در نتيجه حلاليت Co۲ افزايش مي‌يابد حل في سرد شود و اين سرما هم به سطح زمين

دستورالعمل احداث، اصلاح و جایگزینی  بادام، گردو و فندق

 

وزارت جهاد کشاورزی

معاونت تولیدات گیاهی

دفتر امور میوه ها

 

 

 

 

 

 

 

 


                      

دستورالعمل احداث، اصلاح و جایگزینی  بادام، گردو و فندق

    

 

سال 1388

 

«عملیات مناسب در احداث و نگهداري باغ بادام»

 

1- شرایط کاشت

1-1 آب و هوا:

 ایران در عرض جغرافیایی 40 – 25 درجه شمالی واقع شده است . و اصولاً مناطق بادام کاری در دنیا در عرض 55-30 درجه شمالی واقع گردیده اند. بعبارتی بغیر از استانهای جنوبی و شمالی کشور(حاشیه خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر) سایر مناطق کشور در صورت فراهم گردیدن ساير فاکتورهای آب و هوائی می ،توانند به کشت بادام اختصاص یابند.

بادام درختی است که در شرایط آب و هوای مدیترانه ای در نواحی که دارای تابستانهای گرم و خشک و زمستان ملایم باشند به خوبی رشد میکند، ولی این درخت را در مناطقی که دارای زمستانهای سرد می باشد پرورش می دهند تا نياز سرمايي آن رفع شود. نیاز سرمايي بادام حدود500-100 ساعت دمای صفر تا 7 درجه سانتیگراد بسته به رقم می باشد.

درجه حرارت لازم برای رشد و تکامل حداقل 10 درجه سانتیگراد و حداکثر 45 درجه سانتیگراد و اپتیمم 23 درجه سانتیگراد می باشد. طول دوره رشد بادام  240-150 روز می باشد. دمای مناسب برای محصول دهی مناسب بطور میانگین 25-20 درجه سانتیگراد و حداکثر 35 درجه سانتیگراد می باشد.

 درجه حرارت لازم برای آغاز فعالیت درخت و بیدار شدن از خواب زمستانی میانگین 6 + درجه سانتیگراد می باشد، حداقل دمائی که  درخت بادام می تواند تحمل کند 22- درجه سانتیگراد می باشد.

بادام به سرمای دیروقت بهاره حساس است لذا مصون بودن نسبی منطقه از سرمای بهاره دیروقت الزامی است .

در دامنه های مشرف به جنوب گلدهی سریعتر اتفاق می افتد اما خطر سرمازدگی بهاره را افزایش میدهد.

 درجه حرارت 1- تا 2- درجه سانتیگراد باعث سرمازدگی چغاله بادام می باشد. حرارت 2- تا 4- درجه سانتیگراد باعث سرمازدگی گل باز شده می گردد. حرارت 4- تا 6- درجه سانتیگراد باعث سرمازدگی در مرحله ظهور گلبرگها میشود.

درجه حرارت مناسب برای گرده افشانی 25-15 درجه سانتیگراد می باشد. وجود حرارت مناسب برای فعالیت زنبور عسل 21+ درجه سانتیگراد می باشد.

هوای ابری و بارانی در تابستان باعث تشکیل لکه های قهوه ای در روی پوست میوه در حال رسیدن خواهد شد.

درمناطق احداث باغ بادام بایستی امکان تهیه آب با در نظر گرفتن میران نزولات آسمانی وجود داشته باشد،ولی پرورش این درخت بصورت دیم نیز با رعایت اصول فنی امکان پذیر است.

از کشت و پرورش بادام در مناطقی با رطوبت نسبی بالاي 70 درصد  باید خودداری کرد ،اما رطوبت نسبی کمتر از 20 درصد توام با دمای بیش از 35 درجه سانتیگراد نيز عمل لقاح را دچار اختلال می کند.

باد ملایم برای گرده افشانی مفید است ولی بادهای با سرعت بیش از 15 متر در ثانیه بویژه در روزهای بارانی برای گرده افشانی مضر است.

2-1 خاک:

بادام در خاکهای رسی سنگین و مرطوب رشد مناسبی ندارد ، وجود خاکهای نیمه سنگین از نوع شنی رسی و سنگلاخی برای پرورش بادام مناسب است و عمق خاک باید حداقل 3 متر باشد. درختان بادام در خاکهائی با بافت لومی یکدست و با عمق زیاد بیشترین محصول را تولید می کنند.این خاکها ترکیبی بهینه از نفوذپذیری همراه با حفظ آب و تهویه اطراف دارند. خاکهای لومی نسبت به خاکهای شنی به دلیل ویژگی حاصلخیزی آنها و حفظ بهتر رطوبت ارجح بوده و امکان مدیریت بهتر آبیاری را دارند. همچنین نسبت به خاکهای رسی ـ لومی و خاکهای سیلتی رسی، لومی و خاکهای رسی برتری دارند. زیرا امکان زهکشی و تهویه در این گونه خاکها به رطوبت بیشتر از خاکهای ریز بافت است.

مقاومت بادام به خاکهای آهکی نسبتاً زیاد است پس می توان در مناطقی که به این دلیل محصول دیگری کاشته نمیشود نسبت به کاشت این محصول اقدام کرد. بادام 20 تا 30 درصد آهک در خاک را تحمل می کند، همچنين بادام شوری کمتر از 4 میلی موس بر سانتی متر با کاهش عملکرد کمتر از 10 درصد را تحمل می کند. اسیدیته مناسب ( pH ) برای پرورش بادام حداقل 5/5 و حداکثر 5/8 باشد. خاکهای ایران غالباً دارای pH بالا بوده که کاهش آن یکی از اساسی ترین راهکارها برای برطرف کردن نیازهای غذائی گیاهان به منظورتسهیل در جذب مواد غذائی  می باشد.

 

2- عملیات احداث:

1-2  گزینش رقم و پیاده نمودن نقشه باغ:

انتخاب رقم، کلید احداث باغ است. به دلیل اینکه معدودی از ارقام بادام خود تلقیح هستند ترکیب هائی از ارقام به جای ارقام واحد باید انتخاب شوند ویژگیهای مهمی که در انتخاب رقم باید مدنظر قرار گیرد شامل زمان گلدهی ، سازگاری گرده، زمان رسیدن و سهولت جداشدن دانه از پوست، عملکرد، عاری بودن از آفات و بیماریها و سایر اختلالات و قابلیت عرضه به بازار می باشد.

چون اکثر ارقام بادام خود ناسازگار هستند پس باید بین هر 4-2 ردیف از یک ردیف ارقام گرده دهنده مناسب برای رقم اصلی استفاده کرد. در بادام های آبی فواصل کاشت 6×5 و بصورت سیستم مستطیلی می باشد و در مناطق کوهستانی فواصل کاشت 5×5 یا 6×6 و بصورت مربعی می باشد. در مناطق گرمسیری که مشکل سایه اندازی بعلت نور زیاد وجود ندارد میتوان از سیستم مربع ، مثلثی بفواصل 5×5 یا 6×6 استفاده کرد.

2-2  تهیه زمین:

خاک بیشتر باغها یکنواخت نیستند، خاك داخل یک باغ از ناحیه ای به ناحیه دیگر تفاوت دارد و ویژگی فیزیکی آن نيز همراه با عمق خاک تغییر می کند. ارزیابی موفقیت آمیز خاک یک باغ و اصلاح آن باعث ایجاد اطمینان میشود که:

 الف- هیچگونه موانع فیزیکی و زهکشی وجود ندارد.

 ب- قابلیت نفوذ و حفظ رطوبت هرچه بهتر و یکنواخت تراست.

 ج- محدودیت هائی که اصلاح آنها بعد از احداث باغ بسیار دشوار یا غیر ممکن است وجود ندارد.

اصلاح گسترده خاک برای آماده سازی زمین جهت احداث باغ همواره ضروری نیست. برخی از خاکها به طور طبیعی دارای عمق کافی نبوده و از بافت خوب و یکنواختی برخوردار هستند بنابراین نیازی به خاک ورزی عمیق ندارند ولی بعضی خاکها لایه لایه بوده و نیاز به اصلاح دارد. خاکهای لایه لایه دارای تغییرات ناگهانی در بافت خاک لایه های زیر خاک سطحی هستند برای اصلاح این خاکها باید لایه های گوناگون باهم مخلوط شوند.

خاکهای دارای لایه رسی لایه فشرده ای از رس دارند که مانع حرکت رو به پایین آب شده و بنابراین در تهویه و رشد ریشه در خاک نیمه سطحی محدودیت دارند. اصلاح خاک، مخلوط کردن لایه رس با بقیه نیم رخ خاک منجر به رشد شدیدتر ریشه می گردد. اصلاح خاکها دارای لایه سخت نیازمند خردکردن و شکستن لایه است تا از رشد ریشه جلوگیری بعمل نیاید.

3- عملیات نگهداري باغ بادام:

1-3 آبیاری:

قبل از انتخاب و طراحی سیستم آبیاری نباید زمین را آماده ساخت زیرا این عوامل بر دامنه تسطیح خاک ورزی مورد نیاز اثر می گذارد. سیستم های تحت فشار بویژه سیستم قطره ای در حداقل کردن محدودیت های فیزیکی خاک بسیار موثر تر از سیستم های آبیاری سطحی هستند.

دستیابی به یکنواختی در سیستم های آبیاری تحت فشار بیشتر به طراحی سیستم های هیدرولیک، توزیع هوائی آب مصرفی و نگهداری سیستم بستگی دارد تا خاکهای مختلف. سیستم های قطره ای سطحی آب را به مقدار بسیار کم و با کنترل دقیق به کار می برند و بسیار بهتر با نفوذپذیری خاک انطباق می یابند. هنگامیکه مقدار کم آب آبیاری در دفعات زیاد به طوری به کار رود که با مصرف آب گیاه انطباق یابد نتایج بهتری در بر خواهد داشت.

نیاز آبی بادام بر حسب منطقه و رقم 8-6 هزار متر مکعب برای هر هکتار در سال می باشد. در آبیاری قطره ای نیاز آبی حدود 6-4 هزار متر مکعب برای هر هکتار در سال می باشد. بادام به علت داشتن ریشه های قوی بطور کلی به آبیاری کمی احتیاج دارد، در موقع گلدهی از آبیاری بادام بایستی خودداری گردد تا از ریزش گل و میوه کاسته شود.

2-3 تربيت:

هدف از تربیت درختان حفظ عادت رشد طبیعی درختان و بارآور کردن آنها و سهولت انجام کارها می باشد.

پس از اینکه درختان جدید کشت شدند سر نهال در 80 سانتی متری بالای محل پیوند قطع می شود. در طول اولین فصل رشد، جوانه برداری بهاره یا تابستانه که رشد درخت در فصل اول را هدایت می کند می تواند نخستین هرس دوره خواب را تسهیل نماید،اما این عمل ضروری نیست. گاهی قطع شاخه های متقاطع، پاجوش و نرکها می تواند موثر باشد. به عنوان یک قاعده تا آنجا که ممکن است باید سطح برگ را بیشتر کرد تا رشد درخت به حداکثر برسد. هرس درخت بادام پس از اولین فصل رشد در تعیین شکل نهائی و عملکرد درخت بادام سرنوشت ساز است، دراین زمان است که باغداران شاخه های اولیه و دائمی درخت را که قرار است چهارچوب درخت را پس از هرس سایر شاخه ها تشکیل دهند انتخاب می کنند. حذف شاخه های غیراصلی غالباً نخستین هرس دوره خواب نامیده میشود.

3-3 شاخه برداری ( تنک کردن):

شاخه برداری برای بازکردن ، تنک کردن تاج و کنترل بلندی درخت بکار میرود. شاخه برداری با کاستن از چوب ، رقابت برای مواد غذائی را کاهش داده و در مجموع سبب تقویت شاخه های باقیمانده میشود. شاخه ها به طور کامل با بریدن آن در محل اتصال به شاخه اصلی بايستي حذف شوند.

4-3 سربرداری:

حذف قسمتی از یک شاخه ، هرس سربرداری است. سربرداری بیشتر از شاخه برداری سبب تقویت رشد منطقه ای و درخت میشود، چون جوانه های باقیمانده را از غلبه جوانه انتهائی آزاد میکند و به دلیل اینکه جوانه ها در نزدیکی نوک شاخه تجمع دارند سربرداری تعداد نسبتاً زیادی از نقاط رشد بالقوه را حذف کرده و بنابراین جوانه های باقیمانده را تحریک می کند. حذف انتهای شاخه به این معنی است که کربوهیدراتهای ذخیره شده در قسمت پائین شاخه هنوز برای نقاط رشد قابل دسترسی است.

5-3 گرده افشانی:

اکثر ارقام تجاری و عمده خود نابارده بوده و با حشرات و عمدتاً زنبور عسل دگر گرده افشانی میشوند گرده افشانی بادام توسط باد قابل توجه نیست و استفاده از دسته گلهای بادام برای گرده افشانی دگر سازگار نیز موثر است اما این روشها گران می باشند. جدول زیر ارقام مهم بادام و ارقام گرده افشان مناسب برای آنها را ارائه می کند.

نام بادام

 

منشاء

 

 

زمان گلدهی

 

درصد مغز

 

درصد دوقلوئی

 

سختی پوست

 

تلقیح کننده مناسب

یلدا Ne plus ultra

آمریکا

میان گل

50

 

پوست نازک

نون پاریل

نون پاریل Non pareil

آمریکا

متوسط گل

65-55

 

پوست نازک

یلدا

فرانیس  Ferragnes

فرانسه

دیرگل

38

ندارد

 

سهند و شکوفه

A 200

اسپانیا

خیلی دیرگل

33

 

 

سهند و شکوفه

A 230

اسپانیا

خیلی دیر گل

35

 

 

سهند و شکوفه

آذر AH 50

آذر شهر

دیرگل

42-40

2

 

فرانیس

حریر AH 25

آذر شهر

نسبتاً دیرگل

55

 

پوست نازک

یلدا و نون پاریل

شکوفه AH 3

آذر شهر

خیلی دیرگل

60-55

محدود

 

فرانیس و حریر

سهند L-62

آذرشهر

دیرگل

28-25

20-15

 

فرانیس و شکوفه

جواهر (شاهرود 18)

شاهرود

دیرگل

65-60

(6) 28-2

نرم

شاهرود 6 و 12

غنچه (شاهرود 15)

شاهرود

دیرگل

65

(10) 16-8

نرم

شاهرود 6 و 12

خوش (شاهرود 12)

شاهرود

خیلی دیرگل

35

2-0

سخت

شاهرود 6 و 18

مجنون (شاهرود 17)

شاهرود

متوسط دیرگل

40

24-7

سخت

شاهرود 21

راست قامت (شاهرود 21)

شاهرود

متوسط دیرگل

46

40-12

متوسط

شاهرود 17

ربیع

شهر کرد

متوسط تا دیرگل

33

56

پوست سخت

مامائی

سفید (محب علی)

شهر کرد

زود تا متوسط گل

54

20

پوست نازك

توده بذری

مامائی

شهر کرد

متوسط تا دیرگل

36

48

پوست سخت

ربیع و سفید

 

6- 3 محافظت از سرما:

محافظت از سرما می تواند از از بین رفتن محصول بدلیل سرمازدگی جلوگیری نماید و فعالیت و شدت سرمایی یخبندان در خلال شکوفه دهی و مراحل اولیه تولید میوه تعیین می کند که آیا بادام در ناحیه به خصوصی امکان تولید دارد یا خیر روشهای غیرفعال حمایتی شامل انتخاب محل، مدیریت مقدار آب موجود در خاک، پوشش زمین و کنترل تشکیل هسته یخ است. حفاظت فعال و مستقیم شامل استفاده از بخاری، ماشین های مولد باد ، فواره های زیر درختان، ریزفواره ها و آبیاری سطحی است.

7-3 تغذيه باغ بادام:

برای بیشتر گونه های گیاهی 14 عنصر همراه با کربن ، اکسیژن و هیدروژن برای رشد و تولید مناسب ضروری هستند. مقدار این عناصر ضروری در یک گیاه بسته به گونه رقم زراعی  و محیط تفاوت دارد.  عناصر پرمصرف ( نیتروژن ، پتاسیم، فسفر، کلسیم ، منیزیم و گوگرد) برای ساخت و انجام وظیفه ترکیبهای آلی مثل پروتئین ها و اسیدنوکلئیک ها لازم هستند و یا به تنظیم pH  و وضعیت آب سلول کمک می کند . ریزمغذی ها بیشترین نقش را در ساخت آنزیمها دارند اما آنها می توانند در فتوسنتز و ساختن غشاء سلولی نیز دخیل باشند. مواد غذائی بویژه کلسیم ، بر ، روی و مقدار زیاد نیتروژن ممکن است همچنین در ایجاد مقاومت به بیماریها و کیفیت محصول تاثیر گذار باشند. اگر مقدار آنها هم از حد معینی در خاک و یا در آب بیشتر باشد بعضی عناصر مانند کلر، بر و سدیم می توانند برای گیاه مسموم کننده باشند.

تغذیه در باغات بادام بایستی با توجه به آزمایشات خاک منطقه صورت پذیرفته باشد ولی توصیه های زیر در مورد تغذیه بادام بصورت عمومی صورت می پذیرد.

1-7-3 کوددامی:

کود دامی به میزان 30-15تن در هکتار در هر سال یکبار بصورت چالکود در خلال پائیز و زمستان در اختیار باغ قرار میگیرد.

2-7-3کود شیمیائی:

 انجام هر گونه توصيه كودي مي بايست پس از انجام آزمايشات خاك وبرگ صورت پذيرد ، مع الوصف ميزان توصيه كودي برای باغات جوان K,P,N به ترتیب 45، 45، 15 کیلوگرم در هکتار و برای باغات بارور 90= N ، 90= 5O 2P و 30= O2K کیلوگرم در هکتار در سال می باشد.

ضمناً بصورت زیر نیز کاربرد کود شیمیائی برای هر درخت توصیه میشود. یک کیلوگرم سولفات آمونیوم با نیترات آمونیوم یا اوره ، 2-1 کیلوگرم سولفات پتاسیم ، 150-100 گرم اسیدبوریک ، 100 گرم سولفات مس ، 100 گرم سولفات منگنز ، 250 گرم سولفات روی ، 150-100 گرم سکوسترین آهن

5-3 بار محلول پاشی با کلروکلسیم پنج در هزار در زمان رشد میوه تا یک هفته قبل از برداشت و دو نوبت محلول پاشی جهت افزایش Fruit set  با ترکیبی از اوره 5 در هزار، سولفات روی  5 در هزار، اسیدبوریک 5 در هزار یکبار در آخر تابستان پس از برداشت میوه و قبل از ریزش برگها و دیگری درآخر اسفند تا اوائل فروردین قبل از بازشدن جوانه های گل.

8-3 آفات و بیماریهای گیاهی بادام

1-8-3 بیماری غربالی ( Shot hole ):

در زمانی که هوای بهاری بارانی و آب یا آبیاری بارانی به صورت متوالی شاخ و برگها را مرطوب می کند بیشترین خطر بالقوه را نشان داده و گسترش می یابد.

یک همه گیری اوائل فصل بیماری غربالی ممکن است منجر به ریزش شدید برگها و سقوط میوه ها شود.

2-8-3 زنبور مغزخوار بادام Eurytoma amygalali  :

این آفت مستقیماً به میوه حمله می کند و در اثر تخم ریزی این آفت میوه های جوان ریزش می کند میوه هائی که روی درخت باقی می مانند مومیائی شده و محل زمستان گذرانی لارو میشوند. برای مبارزه با آن حذف مکانیکی میوه های باقیمانده و جمع کردن و سوزاندن میوه های ریزش کرده روی زمین بهترین راه حل است. سمپاشی با سموم فسفره جذبی مثل فوزالن در مرحله اوج پرواز حشرات نیز مفید است.

3-8-3 سرشاخه خوار هلو Anarsia lineatella:

 یک آفت عمده بادام و هلو است. این آفت به سایر میوه های هسته دار هم حمله می کند. سرشاخه خوار هلو به صورت اولین و دومین مرحله لاروی در سلولها و عمدتاً در زیر پوست ضخیم تنه در محل اتصال چوبهای یک تا سه ساله زمستانه گذرانی می کند. در خلال گلدهی و ریزش گلبرگها دوره های زمستان گذرانی کرده سرشاخه خوارها مهاجرت می کنند تا از برگهای جوان و جوانه ها تغذیه کند.

علاوه بر خسارت مستقیم ناشی از فعالیت تغذیه سرشاخه خوار هلو به مغزها به نظر میرسد که کرم پرتقال ناول ماده را جذب کرده و سبب تخم گذاری بر همان میوه میشود به این ترتیب خسارت سرشاخه خوار هلو ممکن است مسئول گسترش  آلودگی کرم پرتقال ناول به درصدهای بالاتری از آنچه که در غیاب آن اتفاق می افتد باشد.

4-(دستورالعمل اجرایی عمليات اصلاح و نوسازي باغ درجه 2 بادام)

 

1-4 تغيير ارقام نامطلوب با روش سرشاخه كاري:

هدف از سرشاخه كاري عبارتست از تغيير رقم يك درخت توسط عمل پيوند كه زمان دقيق اجراي آن به روشي بستگي دارد كه مورد استفاده قرار مي گيرد. انواع پيوند شاخه((Grafting شامل اسكنه اي ، جانبي ، زبانه اي و گاوه ا ي را مي توان پيش از پوست دهي درخت انجام داد. سر شاخه كاري مي تواند بروش پيوند جوانهBudding)) شامل روشهاي پيوند سپري ، وصله اي ويا قاشي نيز انجام شود.

ارقامي كه مورد استفاده قرار مي گيرند شامل ارقام بادام دير گل شاهرودي ،12،15،17،18،21  و رقمهاي آذر شهر نظير سهند، آذر، شكوفه، يلدا و حرير مي باشد.

انتخاب رقم، کلید احداث باغ است و ویژگیهای مهمی که در انتخاب رقم باید مدنظر قرار گیرد شامل زمان گلدهی، سازگاری گرده، زمان رسیدن و سهولت جداشدن دانه از پوست، عملکرد، عاری بودن از آفات و بیماریها و سایر اختلالات و قابلیت عرضه به بازار می باشد.

2-4 اصلاح وتربيت درختان:

 هدف از اصلاح و تربيت درخت قطع قسمتهايي از يك درخت است كه براي بدست آوردن شكل واسكلت مطلوب درخت انجام مي شود.همچنين حفظ عادت رشد طبیعی درختان و بارآور کردن آنها و سهولت انجام کارها از ديگر اهداف هرس اصلاحي مي باشد.اين كار شامل 2 عمليات متفاوت شاخه برداري و سربرداري مي باشد:

1-2-4 شاخه برداری ( تنک کردن):

شاخه برداری برای بازکردن ، تنک کردن تاج و کنترل بلندی درخت بکار میرود. شاخه برداری با کاستن از چوب ، رقابت برای مواد غذائی را کاهش داده و در مجموع سبب تقویت شاخه های باقیمانده میشود. شاخه ها به طور کامل با بریدن آن در محل اتصال به شاخه اصلی بايستي حذف شوند.

2-2-4 سربرداری:

حذف قسمتی از یک شاخه ، هرس سربرداری است. سربرداری بیشتر از شاخه برداری سبب تقویت رشد منطقه ای و درخت میشود، چون جوانه های باقیمانده را از غلبه جوانه انتهائی آزاد میکند و به دلیل اینکه جوانه ها در نزدیکی نوک شاخه تجمع دارند سربرداری تعداد نسبتاً زیادی از نقاط رشد بالقوه را حذف کرده و بنابراین جوانه های باقیمانده را تحریک می کند. حذف انتهای شاخه به این معنی است که کربوهیدراتهای ذخیره شده در قسمت پائین شاخه هنوز برای نقاط رشد قابل دسترسی است.

3-4 اصلاح ساختار بستر:

1-3-4 بازسازي انهار:

اصلاح ومرمت انهار به منظور استفاده بهينه از منابع آبي موجود ضروري مي باشد.  دراين راستا جلوگيري از هرز آب و حذف علفهاي هرز به منظورجلوگيري از پراكنش بذور آنها بسيار مهم مي باشد. 

2-3-4 اصلاح سيستم آبياري:

سیستم قطره ای در حداقل کردن محدودیت های فیزیکی خاک بسیار موثر تر از سیستم های آبیاری سطحی هستند.

سیستم های قطره ای  آب را به مقدار بسیار کم و با کنترل دقیق به کار میبرند و بسیار بهتر با نفوذپذیری خاک انطباق می یابند. هنگامیکه مقدار کم آب آبیاری در دفعات زیاد به طوری به کار رود که با مصرف آب گیاه انطباق یابد نتایج بهتری در بر خواهد داشت.

نیاز آبی بادام بر حسب منطقه و رقم 8-6 هزار متر مکعب برای هر هکتار در سال می باشد. در آبیاری قطره ای نیاز آبی حدود 6-4 هزار متر مکعب برای هر هکتار در سال می باشد.

3-3-4 ايجاد بانكت و تراس:

هدف اصلي در حقیقت بهره برداری حداكثر از نزولات آسماني بويژه در اراضي شيبدار است لذا می بایست اقداماتی را اعمال کرد تا ناحيه ريشه از بيشترين ذخيره آب برخوردار شود. بر اين اساس روش هاي جمع آوري آب باران به انواع مختلفي تقسيم بندي مي شوند كه در اينجا به  بانكت و تراس اشاره مي شود:

بانكت :

 با ايجاد چاله هاي هلالي شکل به شعاع 4-2 متر و در امتداد خطوط عمود بر جهت شيب اصلي دامنه ها مي توان بانکت هلالي را بوجود آورد.

تراس:

 در این روش روي خطوط هم تراز، تراس احداث نموده و برای انجام آن می بایستی شيب طبيعي دامنه كوه به چند پله تقسيم شود.

4-3-4 تسطيح ناهمواري هاي سطح باغ:

به منظور سهولت در تردد ادوات باغي و امكان انجام بهتر عمليات داشت و برداشت لازم است كه پستي وبلندي ها ي موجود در بين درختان تسطيح گردند.

4-4 اصلاح فيزيكي و شيميايي خاك:

هدف از اصلاح فيزيكي خاك بهبود شرايط فيزيكي خاك از نظر ساختمان وبافت خاك مي باشد، اينكار از طريق  خاك ورزي ويا افزودن كودهاي دامي ، سبز و... امكان پذير مي باشد.

هدف از اصلاح شيميايي خاك بهبود وضعيت خاك از نظر تامين عناصر غذايي مورد نياز براي رشد گياه و همچنين اصلاح اسيديته ( pH ) و شوري خاك (Ec ) مي باشد.

5-4 اصلاح سيستم كاشت:

1-5-4 تعديل تراكم:

اگر تراكم در داخل باغ بدليل زياد يا كم بودن تعداد درختان نا مناسب باشد و يا درختان بصورت نامنظم كشت شده باشند،بطوريكه عبور ومرور ادوات در داخل باغ را با مشكل روبرو كنند مي بايست درختان نامناسب  را حذف  و در صورت لزوم واكاري نمود.

2-5-4 تنظيم فواصل بين درختان:

در بادام های آبی فواصل کاشت 6×5 متر و بصورت سیستم مستطیلی می باشد و در مناطق کوهستانی فواصل کاشت 5×5  یا 6×6 متر و بصورت مربعی می باشد. در مناطق گرمسیری که مشکل سایه اندازی بعلت نور زیاد وجود ندارد میتوان از سیستم مربع ، مثلثی بفواصل 5×5 یا 6×6  متراستفاده کرد.

در سيستم ديم فواصل بين درختان براساس ميزان بارندگي متغير بوده وبين 8×6 تا 12×12 متر  انتخاب مي شود.

6-4 پوشش تنه براي پيشگيري از خسارت جوندگان ، سرما زدگي ، آفتاب سوختگي ، آفات و بيماريها:

در برخی از نقاط کشور از فنس (توری) برای حفاظت دانهالها از صدمات حيوانات و چرای دامها استفاده می شود.

در مناطقي كه آفتاب شديد وجود دارد مي توان از لوله هاي پلاستيك سفيد رنگ به طول 50 سانتيمتر و قطر 10 سانتيمتر استفاده كرد كه هم باعث حفظ تنه گياه از آسيب جوندگان شده و هم تنه را از آفتاب سوختگي محافظت مي كند. اين لوله داراي يک شکاف طولي است که با کمي فشار به راحتي باز مي شود و پس از استقرار در پیرامون تنه دوباره بسته مي شود.

استفاده از محلول بوردو  و همچنين  رنگ سفيد نيز مي تواند تنه را از آفتاب سوختگي محافظت نمایند.

7-4 واكاري:

در مواردي كه تعدادي از درختان خشك گرديده ويا فواصل خالي روي رديفها وجود دارد مي توان نسبت به كشت نهال اقدام نمود فواصل خالي مي تواند دراثر انجام عمليات تعديل تراكم در باغ ايجاد شده باشد.

8-4 نگهداري باغ تا زمان باردهي اقتصادي مجدد:

اين عمليات شامل مواردي نظير شخم ساليانه بين رديفها ، تهيه ، حمل  و پخش كودهاي دامي وشيميايي، مبارزه با  آفات، بيماريها و علفهاي هرز، هرس و... مي باشد.

 

5-(دستورالعمل اجرایی عمليات جايگزيني  باغ درجه3 بادام)

 

1-5  حذف و ريشه كني درختان نامناسب :

 بدين منظور درختان خشكيده ، بيمار ، پير ، نامرغوب  و نا بارور به طور کامل ریشه کن شده و پاکسازی می شوند و درختان حذف شده به بیرون باغ حمل می شوند. سپس نسبت به شخم عمیق و عمود برهم و تسطیح زمین اقدام می شود.

2-5  طراحي باغ :

دراين عمليات مي بايستي مواردي نظيرمكانيابي ، تسطيح ، آماده سازي زمين و پياده نمودن نقشه كاشت در مد نظر قرار گيرد.

در بادام چون اکثر ارقام خود ناسازگار هستند از اينرو باید بین هر 4-2 ردیف از یک ردیف ارقام گرده دهنده مناسب برای رقم اصلی استفاده کرد.

3-5 اصلاح ساختار بستر باغ:

1-3-5 اصلاح فيزيكي و شيميايي خاك:

هدف از اصلاح فيزيكي خاك بهبود شرايط فيزيكي خاك از نظر ساختمان وبافت خاك مي باشد، اينكار از طريق  خاك ورزي ويا افزودن كودهاي دامي ، سبز و... امكان پذير مي باشد.

هدف از اصلاح شيميايي خاك بهبود وضعيت خاك از نظر تامين عناصر غذايي مورد نياز براي رشد گياه و همچنين اصلاح اسيديته ( pH ) و شوري خاك (Ec ) مي باشد.

2-3-5 قطعه بندي:

نهر كشي:

 شامل ايجاد كانالهاي مخصوص انتقال آب  از منبع آب تا پاي درختان مي باشد ، چنانچه قبلا  كانال كشي يا نهر كشي در باغ صورت پذيرفته، لازم است تا اصلاح ومرمت آنها به منظور استفاده بهينه از منابع آبي موجود صورت پذيرد.

3-3-5 تسطيح و  حذف  ناهمواري هاي سطح باغ:

شكستن لايه هاي غير قابل نفوذ:

تجمع مواد حاوي كلسيم در لايه هاي زيرين خاك در عمق حدودا يك متري از سطح خاك باعث ايجاد لايه هاي غير قابل نفوذي مي شود كه از رشد و توسعه ريشه هاي درخت به اعماق خاك جلوگيري مي نمايند كه نهايتا منجر به عدم رشد گياه ونتيجتا خشك شدن آن مي انجامد.

براي رفع اين معضل وشكستن اين لايه، انجام شخم عميق با استفاده از وسايلي نظير ريپر و  سوسولوز  امكان پذير است .

4-5 تامين نهال:

نهال مورد استفاده در عمليات واكاري مي بايست از ارقام مرغوب تجاري ، اصيل ، سالم و با كيفيت انتخاب شود كه تحت نظارت كميته فني نهال استان توليد وداراي گواهي بهداشتي از مديريت حفظ نباتات و مورد تاييد موسسه تحقيقات ثبت وگواهي بذر و نهال باشد.

در استاندارد نهال بادام مي بايست ارتفاع محل پيوند از طوقه 20-15 سانتيمتر، ارتفاع نهال 100-80  سانتيمتر و قطر 2 سانتيمتر در محل زير پيوند مد نظر قرار گيرد.

5-5 پوشش و قيم گذاري نهال:

نهال هايي كه واكاري مي شوند مي بايست از قيم براي هدايت رشد و حفاظت نهال در برابر باد استفاده گردد. پوشانيدن نهالها با شاخ و برگ درختان براي حفاظت آنها در برابر سرمازدگي زمستانه امري بسيار مهم مي باشد.

6-5 گود برداري و غرس نهال:

گودالها بايستي قبلا آماده شده باشند. زمان گوده برداري با زمان درختكاري در ارتباط است ، بدين معني كه اگر موقع كاشت نهال در اواخر پاييز است چاله ها بايستي در تابستان واگر موقع كاشت نهال در زمستان است چاله ها بايستي در پاييز حفر شده باشند.

ابعاد گودال بستگي به نوع خاك واندازه ريشه دارد، ابعاد گودال بايستي به نحوي باشد كه ريشه ها در موقع كاشت با ديواره تماس پيدا نكنند درخاكهاي مرغوب گودال مي بايستي فضايي بين 60-30 سانتيمتر بيشتر از نوك ريشه ها داشته باشد واين فضا براي خاكهاي نا مرغوب مي بايستي بيشتر مد نظر قرار گيرد.

معمولا اگر قبلا زمين شخم خورده باشد ابعاد گوده را به صورت 70*70*70 و يا 80*80*80 سانتيمتر در نظر مي گيرند.

7-5 انجام هرس فرم دهي :

پس از اینکه درختان جدید کشت شدند سر نهال در 80 سانتی متری بالای محل پیوند قطع می شود. در طول اولین فصل رشد، جوانه برداری بهاره یا تابستانه که رشد درخت در فصل اول را هدایت می کند می تواند نخستین هرس دوره خواب را تسهیل نماید اما این عمل ضروری نیست. گاهی قطع شاخه های متقاطع، پاجوش و نرکها می تواند موثر باشد. به عنوان یک قاعده تا آنجا که ممکن است باید سطح برگ را بیشتر کرد تا رشد درخت به حداکثر برسد.

هرس درخت بادام پس از اولین فصل رشد در تعیین شکل نهائی و عملکرد درخت بادام سرنوشت ساز است. دراین زمان است که باغداران شاخه های اولیه و دائمی درخت را که قرار است چهارچوب درخت را پس از هرس سایر شاخه ها تشکیل دهند انتخاب می کنند. حذف شاخه های غیراصلی غالباً نخستین هرس دوره خواب نامیده میشود.

8-5 نگهداري باغ قبل از شروع باردهي:

اين عمليات شامل مواردي نظير شخم ساليانه بين رديفها ، تهيه ، حمل  و پخش كودهاي دامي وشيميايي، مبارزه با  آفات، بيماريها و علفهاي هرز، هرس و... مي باشد.

 

 

 

 

«عملیات مناسب دراحداث و نگهداري باغ گردو»

1- شرایط کاشت:

1-1 آب و هوا:

 گردو در عرض جغرافیایی 39-29 درجه شمالی و طول جغرافیایی 69-45 درجه شرقی قابل کشت می باشد.این میوه در تمامی استانهای کشورمان به جز نواحی  بسیار گرم و کویری ( مثل استانهای جنوبی کشور) و از سطح دریا تا ارتفاع 2500 متری از سطح دریا قابل کشت و پرورش می باشد. این درخت به فصل رشد کافی و طولانی با تابستانی معتدل نیاز دارد. دمای هوا در ماههای تابستان نباید از 38 درجه سانتیگراد تجاوز نماید زیرا باعث آفتاب سوختگی پوست سبز وسیاه شدن مغز گردو می گردد. درختان گردو معمولاً در ارتفاعات 700 تا 2500 متری از سطح دریا میوه های بهتر تولید می کنند. همچنین عموماً دماهای کمتر از 10- درجه سانتی گراد برای اکثر گونه ها و ارقام گردو مضر می باشد. این درحالی است که برخی از ارقام روسیه و اکراین تا 37- درجه سانتی گراد را نیز تحمل می کنند. نیاز سرمایی ( Chilling-Requirement ) گردو در حدود 1500-800 ساعت حرارتهای کمتر از 7 درجه می باشد. رطوبت نسبی مورد نیاز این میوه حداکثر 65 درصد می باشد. شیبهای رو به شمال برای کاشت گردو بهتر از شیبهای جنوبی می باشد. زیرا خطر سرمازدگی بهاره را به حداقل می رساند. ضمناً حداکثر شیب مجاز برای کاشت گردو 60-50 درصد می باشد که برابر با زاویه 35-30 درجه می باشد ( شیب 100 درصد برابر زاویه 45 درجه است. درجه حرارت مناسب برای آغاز فعالیت درخت گردو 7-5 درجه سانتی گراد و درجه حرارت مناسب 28-21 درجه سانتی گراد برای محصول دهی مطلوب می باشد. سرمای 1- تا 3- درجه سانتی گراد باعث سرمازدگی میوه تشکیل شده می شود. حداقل رطوبت نسبی مورد نیاز آن 30-20 درصد می باشد.

2-1 خاک:

گردو خاکهای عمیق و آبرفتی ، غنی و با بافت لومی یا شنی را ترجیح می دهد. اسیدیته ( pH) مطلوب آن 5/7-5/6 است و شوری خاک را حداکثر تا 4 میلی موس بر سانتی متر ( دسی زیمنس بر متر) تحمل می کند. رطوبت زیاد خاک سبب پوسیدگی ریشه و طوقه و ریزش گلها و میوه های گردو می گردد و از آنجایی که گردو به بیماریهای ریشه بسیار حساس می باشد زهکشی خاک برای این گیاه اهمیت زیادی دارد. ضمناً شوری آب آبیاری گردو نیز حداکثر 1400 میکروموس بر سانتیمتر می باشد. این درخت به خاکهای قلیایی، آهکی و شور و همچنین به وجود سطح آب زیرزمینی بالا حساس می باشد.

 2- عملیات احداث باغ

1-2 گزینش رقم و پیاده نمودن باغ:

      تمامی گونه های گردو یکپایه بوده و دارای گلهای تک جنسی هستند. به این معنی که گلهای نر و ماده بطور مجزا در نقاط مختلف ولی بر روی یک درخت تشکیل می شوند. لیکن به دلیل عدم همزمانی در رسیدن گلهای نر و ماده یک درخت (Dichogamy) در صورت کاشت تک درخت از نظر گرده افشانی و میوه دهی وضعیت مطلوبی نخواهیم داشت. لیکن با احداث یک باغ گردو با فواصل کاشت مناسب یعنی 10×10 متر در سیستم مربع و 8×11 در سیستم مستطیل و در اراضی شیبدار 8×8 متر این مشکل حل خواهد شد و از میوه دهی مناسبی برخوردار خواهد گردید. ضمناً در صورت استفاده از ارقام پیوندی فواصل کاشت 7×7 متر می باشد.

2-2 تهیه زمین:

    زمین مناسب گردو دارای خاک عمیق با بافت لومی شنی و زهکشی مناسب می باشد. در صورتیکه خاک خیلی سنگین ( رسی ) یا خیلی سبک ( ماسه ای ) باشد سیستم ریشه ضعیف و رشد درخت کم می شود.

 

3- عملیات نگهداري از باغ گردو

1-3 آبیاری:

      گردو در هر سال به 10-8 هزار متر مکعب آب در هر هکتار نیاز دارد که این میزان در سیستم آبیاری تحت فشار ( قطره ای ) به 6-4 هزار متر مکعب می رسد. دور آبیاری این درخت 10-7 روز می باشد.

2-3 هرس:

      پس از کاشت نهال، بایستی عملیات سربرداری از ارتفاع 100-80 سانتی متری بالای محل یقه ( سطح خاک ) انجام شده و 2-1 سانتی متر بالای یک جوانه برش مورب ( 45 درجه) زده شده و محل برش با چسب باغبانی پوشانیده شود. بهترین روش هرس فرم درخت گردو، هرس جامی با محور تغییر یافته (Modified-central- leader ) می باشد که در سال دوم 5-3 بازوی اصلی از جوانه های زیرین در جهات مختلف و بفواصل حداقل 30 سانتی متر از همدیگر انتخاب می شوند که اسکلت اصلی درخت را تشکیل می دهند. در سال بعد یک سوم انتهایی شاخه ها هرس شده و در سال چهارم شاخه های ثانوی انتخاب شده و بدین ترتیب چهار سال عملیات هرس داریم و از سال پنجم تنها عمل هرس شاخه های غیر مفید ( نرکها) انجام  می شود. این درخت به هرس باردهی، کمتر نیاز دارد. هر چند سال یکبار قطع سر شاخه های جانبی و اگر شاخه های داخل تاج خیلی متراکم بوده و از نفوذ نور به داخل تاج جلوگیری می کنند،  حذف یکی دو شاخه درون تاج انجام می شود.

3-3 محافظت از سرما:

گردو به سرمای زمستانه مقاوم می باشد لیکن به سرمای دیررس بهاره حساس است. لذا بایستی درانتخاب محل کاشت گردو دقت کرد. اصولاً در مناطقی که خطر سرمای بهاره زیاد است انتخاب شیبهای شمالی ارجحیت دارد. همچنین اراضی کوهستانی با شیب متوسط  (حداکثر شیب مجاز 60 درصد است ) بهمراه تراس بندی و بانکت بندی از اراضی پایین دست مناسب تر می باشد، زیرا در اثر زهکشی هوایی در اراضی شیبدار، خطر سرمازدگی به حداقل می رسد.

4-3 تغذيه باغ گردو:

   تعیین نیاز کودی در هر منطقه براساس نتایج آزمون خاک تعیین می شود. ولی بطور کلی توصیه عمومی در تغذیه باغ گردو بصورت زیر است:

1-4-3 کود دامی:

 به میزان 40-30 تن در هکتار در اواسط تا اواخر پاییز به خاک داده شده و با خاک مخلوط می شود و یا بصورت چالکود در اختیار درخت قرار می گیرد.

2-4-3 کود شیمیایی:

 بطور متوسط کود شیمیایی ازته 100-80 کیلوگرم در هکتار ، کود فسفاته 80-60 کیلوگرم در هکتار و کود پتاسه 120-80 کیلوگرم در هکتار و ترجیحاً از کودهای سولفاته استفاده می شود.( سولفات آمونیوم، سوپر فسفات تریپل و سولفات پتاسیم ) زمان پخش کودهای فسفره و پتاسه برای بهره وری بهینه در اوایل اسفندماه بهمراه آب آبیاری در سایه انداز درخت بوده و کود ازته را در دو نوبت ، یعنی نیمی در فروردین و نیمی دیگر را یک ماه بعد می دهند. همچنین توصیه می شود کودهای پتاسیمی و منیزمی ( 1-5/0 کیلوگرم سولفات پتاسیم و منیزیم برای هر درخت) روی (500-250 گرم برای هر درخت) داده شود. همچنین برای افزایش تشکیل میوه ( Fruit-set ) محلول پاشی با اسید بوریک، سولفات روی و اوره ، هر کدام با غلظت 5 در هزار در دو نوبت بار اول در پاییز بعد از برداشت میوه و قبل از ریزش برگها و نوبت دوم در بهار قبل از متورم شدن کامل جوانه ها و در حالت popcorn توصیه می گردد که باعث افزایش میوه ده) به میزان حدود 30-25 درصد در گردو می شود.

.

 

4- « دستور العمل اجرایی احداث باغ مدرن و تجاری گردو»

1-4 آماده سازی زمین:

در صورت وجود درختان قدیمی و کم بارده و یا بیمار ابتدا عملیات ریشه کنی و پاکسازی باغ انجام می شود. سپس عملیات شخم زنی (در دوجهت عمود برهم) بهمراه پخش و زیرخاک کردن کود دامی پوسیده به میران 40 – 30 تن در هکتار و کولتیواتور زنی و در نهایت تسطیح زمین با لولر انجام می شود.

2-4 پیاده نمودن نقشه کاشت و تعیین فواصل چاله های کاشت:

  با درنظر گرفتن جنس و بافت خاک و همچنین شیب زمین فواصل کاشت مناسب گردو در ارقام بذری در اراضی مسطح 10×10 متر و در اراضی شیبدار (شیب بیش از 15 – 10 درصد) به میزان 8×8 متر و در ارقام پیوندی در اراضی مسطح 7 × 7 متر می باشد.

3-4 چاله های کاشت:

 ابعاد چاله های کاشت گردو 70×70×70 سانتی متر بوده که زمان آماده کردن آنها یکماه قبل از کاشت می باشد. ضمناً موعد کاشت گردو در مناطق معتدله از اوایل بهمن تا اواخر اسفند و در مناطق سردسیر پس از سپری شدن فصل یخبندان در اواخر زمستان تا اوایل بهار می باشد.

4-4 کوددهی و تغذیه:

نیاز کودی براساس نتایج آزمون خاک و برگ تعیین می گردد. لیکن بطورکلی در زمان کاشت بازای هر چاله کاشت گردو 10 – 8 کیلوگرم کوددامی پوسیده بهمراه 100 – 80 گرم کود ازته، 80 – 60 گرم کود فسفاته و 120 – 80 گرم کود پتاسه درنظر گرفته شده و آنها را با خاک رویی (سطح الارض) مخلوط کرده و در قسمت انتهایی چاله کاشت ریخته و خاک زیری (تحت الارض) را در قسمت فوقانی چاله می ریزند تا چاله کاشت پر شود.

5-4 انتخاب نهال:

برای احداث باغ گردو بایستی از نهال ریشه دار یکساله یا دو ساله به ارتفاع 120-60 سانتی متر و به قطر 5/2 – 5/1 سانتی متر و دارای گواهی سلامت و ترجیحاً از ارقام شناسه دار و مورد تایید کمیته فنی نهال استان و با باردهی جانبی (Lateral) استفاده گردد.

6-4 کاشت نهال:

      پس از انجام هرس ریشه ها (آرایش ریشه)، نهالها در وسط چاله های کاشت قرار گرفته و خاکی که قبلاً آماده گردیده است (مطابق بند(4-4)) به آرامی  در اطراف ریشه نهال ریخته شده و با پا کوبیده می شود تا محفظه های هوا در حفره های داخل ریشه باقی نماند. لازم به ذکر است که عملیات کاشت نهال بایستی بطریقی انجام شود که محل یقه در بیرون از خاک قرار گیرد. بعد از کاشت عملیات سربرداری از ارتفاع 120 – 80 سانتی متر با برش مورب (45 درجه) انجام شده و محل برش با چسب باغبانی پوشانیده شود. همچنین انجام آبیاری اولیه بلافاصله پس از کاشت الزامی است.

 

5- « دستورالعمل اجرایی اصلاح باغ مدرن و تجاری گردو»

1-5 تغذیه:

در بند 2-4-3 آورده شده است.

2-5 مبارزه با آفات و بیماریها:

درصورت مشاهده خسارت بیش از حد آستانه اقتصادی آفات و بیماریهای مهم گردو، عملیات مبارزه با آفات و بیماریهای مذکور براساس دستورالعمل سازمان حفظ نباتات صورت می پذیرد.

3-5 تربیت و هرس درخت:

شامل حذف شاخه های خشک شده و خسارت دیده و بیمار و همچنین شاخه های با زاویه حاده که مانع رسیدن نور و هوا می شوند، می گردد. روش هرس در بند 2-3 آورده شده است.

4-5 آبیاری:

حتی الامکان استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار به منظور بالا بردن راندمان آبیاری و کاهش تلفات انتقال آب توصیه می شود. ضمناً در باغهایی که استفاده از سیستم مذکور امکان پذیر نیست توصیه می شود سیستم آبیاری سنتی (کرتی و غرقابی) به سیستم آبیاری نواری (جوی و پشته) تبدیل گردد. نیاز آبی سالانه گردو 10000 – 8000 مترمکعب در هکتار می باشد که باتوجه به سن درختان و شرایط آب و هوایی منطقه تعیین می گردد. ضمناً تعداد دفعات آبیاری باتوجه به شرایط منطقه، میزان بارندگی و میزان تبخیر و تعرق خصوصاً در ماههای خشک سال تعیین می گردد.در صورت استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار،روش بابلر مرجح می باشد،همچنین در صورت لزوم بهتر است از دو لوپ دایره ای بفواصل نیم و یکمتری در دور درخت در سیستم آبیاری قطره ای استفاده گردد.

5-5 مبارزه با علفهای هرز:

کنترل علفهای هرز در باغهای گردو به دو روش مکانیکی (کولیتواتور زنی) و شیمیایی صورت می گیرد. درصورت لزوم بسته به نوع علف هرز و میزان رشد آن می توان از سموم سیمازین، دیورون و پاراکوات و غیره به نسبت 5/4 – 2/2 کیلوگرم در هکتار استفاده کرد.

 

6- « دستورالعمل اجرائی نگهداری باغ مدرن و تجاری گردو»

      شایان ذکر است که تمامی موارد ذکر شده در دستورالعمل اجرایی اصلاح باغ مدرن و تجاری گردو (بندهای 1-5 تا 5-5) در دستورالعمل نگهداری باغ گردو نیز قابل اجرا می باشد. ضمناً درصورت خشک شدن نهالهای کاشته شده، توصیه می گردد در فصل خواب درختان (از آذرماه لغایت اسفندماه) و با درنظر گرفتن شرایط آب و هوایی، عملیات واکاری نهالها انجام شود.

 

7- « دستورالعمل اجرایی اصلاح و نوسازي باغ درجه 2 گردو»

1-7 تغذیه:

در بند 2-4-3 آورده شده است.

2-7 مبارزه با آفات و بیماریها:

درصورت مشاهده خسارت بیش از حد آستانه اقتصادی آفات و بیماریهای مهم گردو، عملیات مبارزه با آفات و بیماریهای مذکور براساس دستورالعمل سازمان حفظ نباتات صورت می پذیرد.

3-7 تربیت و هرس درخت:

در بند 2-3 آورده شده است.

 5-7 آبیاری:

در بند 4-5 آورده شده است.

6-7 مبارزه با علفهای هرز:

در بند 5-5 آورده شده است.

 

8- « دستورالعمل اجرائی جایگزینی باغهای گردو درجه 3 »

      باتوجه به اینکه عملیات اصلاح در باغهای درجه 3 مقرون به صرفه نمی باشد. عملیات جایگزینی به شرح ذیل در این باغها صورت می گیرد:

1-8 حذف درختان مسن و قدیمی:

این درختان، به طور کامل ریشه کن شده و پاکسازی می شوند و درختان حذف شده به بیرون باغ حمل می شوند. سپس نسبت به شخم عمیق و عمود برهم و تسطیح زمین اقدام می شود.

2-8 مرحله کاشت:

 به ترتیب شامل طراحی باغ، پیاده نمودن نقشه باغ، خرید، حمل و پخش کودهای دامی و شیمیائی، حفر چاله کشت، تهیه نهال شناسه دار و مرغوب، کاشت نهال و آبیاری است.

3-8 مرحله نگهداری:

شامل مبارزه با آفات و بیماریها و علفهای هرز، هرس فرم دهی اولیه، شخم سالیانه بین ردیفها و واکاری است. دقت در انجام عملیات این مرحله ضروری است.

4-8 سیستم آبیاری تحت فشار:

عملیات مربوط به تغییر سیستم آبیاری بهتر است که پس از مشخص شدن محل غرس نهالها انجام گیرد.(بند 4-5)

 


 

«عملیات مناسب دراحداث و نگهداري باغ فندق»

1- خاستگاه و انتشار جغرافیایی فندق:

     موطن اصلی فندق اروپا ، آسیای صغیر و قفقاز می باشد که کشت و پرورش  آن از زمانهای بسیار قدیم مرسوم بوده است. مهمترین گونه فندق، گونه آولانا است که زیستگاه آن در حاشیه دریای مدیترانه و سواحل شرقی دریای سیاه می باشد. در ایران گونه آولانا  در جنگلهای آستارا، ارسباران ، تالش، کوههای الموت و طارم زنجان بین ناحیه جنگلی و استپی به صورت خودرو مشاهده می شود. انواع بومی فندق در ارتفاعات اشکورات ( رودسر)، الموت قزوین ، ارتفاعات دیلمان ( سیاهکل) ، ارومیه، مشهد، گرگان، آذربایجان شرقی ( مرندواسکو) ، کردستان ( توابع مریوان ) و در ارتفاعات فلات مرکزی بین قم و کاشان تا دیلمان مشاهده شده است.

2- شرایط لازم برای انتخاب زمین باغ فندق:

-       آب و هوا در رشد و نمو درخت فندق تاثیر بسزائی دارد بطوریکه فندق طالب آب و هوای معتدل، مرطوب و نسبتاً سرد می باشد ( دوستدار زمستان ملایم و تابستان خنک است).

-       شیب زمین از 50% کمتر باشد.

-       محل انتخاب شده نباید در زمستان یخبندان داشته باشد ( حداقل درجه حرارت آن از 8- درجه سانتیگراد پائین تر نباشد).

-       باغ نباید در مسیر بادهای دائمی قرار گیرد.

-       خاک زمین عمیق بوده و سطح آب زیر زمین از 25/1 متر پائین تر باشد.

-       مناسبترین pH خاک بین 7-5/5 می باشد.

-       برای به دست آوردن میوه مرغوب،مناطق بین 41 – 37 درجه عرض جغرافیائی در مد نظر قرار گیرد.

-       در احداث باغ برای اینکه گرده افشانی و عمل لقاح تضمین شود، ضرورت دارد که 2 تا 3 رقم گرده دهنده بعنوان پلی نایزر با ارقام میوه دهنده اصلی تواماً کشت شود تا از پوکی میوه فندق و عدم تلقیح جلوگیری بعمل آید.

-       فواصل درختچه ها در باغ فندق در خاکهای قوی ( 5×6 متر) ، در خاکهای متوسط ( 4×5 متر) و در خاکهای ضعیف ( 4×4 متر ) توصیه می گردد.

-       فندق عمدتاً از طریق پاجوش ریشه دار تکثیر و ازدیاد می گردد.

3- رطوبت و بارندگی:

وجود رطوبت کافی یکی از عواملی است که برای کشت فندق ضروری است. میزان رطوبت بین 70 تا 80% برای کشت و پرورش فندق مناسب می باشد. در صورتی که میزان بارندگی حداقل 800 میلی متر با پراکنش مناسب در فصول گرم باشد می توان به کشت دیم فندق اقدام نمود. در غیر اینصورت برای تولید تجاری ، آبیاری تکمیلی درختان در ماههای خرداد، تیر و مرداد الزامی می باشد. درختان جوان به دلیل ضعیف بودن سیستم ریشه ای، در تمام طول فصل رشد به آبیاری نیاز دارند.

میزان نیاز آبی درخت فندق در هر هکتار حدود 10000 متر مکعب است که از طریق نزولات جوی و آبیاری تکمیلی تامین می گردد.

 4- کاشت فندق:

چنانچه نهال های ریشه دار فندق در پائیز تا اوایل آذرماه، در محل اصلی کاشته شوند درصد گیرائی آنها بیشتر، استقرار آنها در زمین ثابت تر ، بیداری آنها زودتر و رشد آنها در بهار آینده سریعتر خواهد بود. در هر حال از کاشت نهال فندق قبل از ریزش برگها باید خودداری شود. کاشت فندق را تا اوایل بهمن نیز می توان ادامه داد که در این حالت تلفات آن بیشتر و گل آن دیرتر باز می شود . تعداد پاجوشهائی که در هر چاله می کارند معمولاً 2 تا4  عدد است. بعد از کاشت بلافاصله نهال را باید آبیاری نمود.

5- تغذيه:

مقدار عناصر غذائی لازم در باغهای بارآور به میزان موادی بستگی دارد که در طول سالهای نخستین احداث باغ به زمین داده می شود. دراکثر مناطق فندق کاری کشور هر سال 10 تا  15 کیلوگرم کود حیوانی به هر درخت می دهند. قبل از کاشت نهال با ریختن 40 تن کود حیوانی پوسیده با قشری نه چندان ضخیم در یک هکتار زمین، کود ازته به شکل نیترات آمونیوم یا اوره 200 تا 240 کیلوگرم ، 300 کیلوگرم پتاس در هکتار نیز به شکل سولفات و همچنین 150 کیلوگرم فسفر به شکل اسید فسفریک به آن اضافه می کنند و روی آنها را شخم می زنند.

6- تربیت و هرس:

معمولاً هرس داشت به هنگام خواب درخت یعنی از آذرماه تا اسفندماه است. پس از کاشت نهال ریشه دار در زمین اصلی، نخستین هرس به صورت زیر انجام می شود:

-       سربرداری نهال از ارتفاع 80-60 سانتیمتر از سطح زمین

-       حذف کلیه شاخه های تنه پائین تر از 40 سانتی متر از کف خاک

-       زخم بندی ( پانسمان) شاخه های بریده با چسب باغبانی

-       حذف برگهائی که در طول دوره رشد بعدی روئیده می شوند.( از 40 سانتی متر به پائین).

7- آفات و بیماریهای مهم فندق:

1-7 سفیدک سطحی فندق:

 به صورت لکه های تقریباً کروی به رنگ زرد و سفید دیده می شود که در مرکز هر یک از لکه ها اسپورهای قارچ در اواخر فصل به صورت نقطه های سیاه در می آیند. این بیماریها خسارت چندانی ایجاد نمی کند و فقط باعث ریزش  مختصر برگ می گردد. برای مبارزه با این بیماری، در صورت مشاهده علائم این قارچ روی برگها با در نظر گرفتن  درجه حرارت هوا، می توان از سموم سولفوره (کوزان) با غلظت 2 تا 3 در هزار و یا مانکوزب با غلظت 5/1 تا 2 هزار استفاده نمود.

2-7 شپشک نرم تن:

این حشره با مکیدن شیره گیاهی موجب تضعیف درخت می گردد و همچنین با ترشح عسلک باعث تجمع گرد و خاک که در سطح برگ، تنه و سرشاخه های درختان و موجب اختلال در فعالیت های فیزیولوژیکی درختان بخصوص فتوسنتز می گردد. برای مبارزه با این آفات می توان از روغن ولک 4 درصد به صورت سمپاشی زمستانه قبل از مرحله تلقیح درختان استفاده نمود.

3-7 شته فندق:

 به شته هلو شباهت زیادی دارد و مهمترین علامت تشخیص آن فعالیت دسته جمعی آنها در اطراف برگهای اصلی است. خسارت این آفت با ترشح شدید عسلک همراه است که به نوبه خود موجب جلب مورچگان ، زنبور و مگسهای مختلف و تجمع گرد و خاک می شود. این حشرات ممکن است باعث انتقال بیماریهای ویروسی نیز گردند. برای مبارزه با این آفت می توان از سموم مناسب استفاده نمود.

4-7 کنه جوانه خوار فندق:

 از مهم ترین آفات فندق به شمار می رود. این آفت ضمن مستقر شدن روی جوانه های تازه، با فروبردن نیش خود موجب تورم و بدشکلی جوانه ها در زمان بازشدن شده، همچنین باعث فساد و خشکیدگی جوانه های گل می گردد. برای مبارزه با این آفت می توان از سموم آندوسولفان، آذینفوس متیل، پودرگوگرد و یا دیازینون در زمان بیدار شدن گیاه و یا زمانی که شاخه ها 2 تا 3 برگی هستند ، استفاده نمود.

سایر آفات و بیماریهای فندق در ایران خسارت چندانی ایجاد نمی نمایند که فقط به ذکر اسامی آنها اکتفا می شود.

آفات فندق: بالانن، سنها، سوسک چوب خوار فندق، زنبور برگ خوار فندق و کرم سفید ریشه.

بیماریهای فندق: شامل باکتریوز، شانکر، گلوسپوریوم، مونیلیا، بوتریتیس.

8-(دستورالعمل اجرایی احداث باغ مدرن و تجاری فندق)

1-8 آماده کردن زمین:

در صورت وجود درختان قدیمی، ابتدا عملیات ریشه کنی و پاک سازی باغ انجام می شود. سپس عملیات شخم زنی (عمود برهم) به همراه کود دامی پوسیده به مقدار 40 – 30 تن در هکتار و کولتیوار زنی و در نهایت تسطیح زمین با لولر انجام می شود.

2-8پیاده نمودن نقشه کاشت و تعیین فواصل چاله های کاشت:

با درنظر گرفتن جنس و بافت خاک و همچنین شیب زمین، فواصل کاشت مناسب درختان فندق با شیب کمتر از 5 درصد در اراضی مسطح 4×6 متر یا 5 × 6 متر و در اراضی با شیب بیشتر از 5درصد 4×5 متر یا 5×5 متر توصیه می گردد.

3-8 ابعاد چاله ها:

ابعاد چاله های فندق 50×50×50 سانتی متر می باشد. آماده کردن چاله های کاشت یک ماه قبل از کاشت نهال می باشد. زمان مناسب کاشت نهال فندق در مناطق معتدله در آذرماه می باشد و در مناطق سردسیری پس از سپری شدن فصل یخبندان در اواخر زمستان می باشد.

4-8 کوددهی:

 نیاز کودی براساس نتایج آزمون خاک و برگ تعیین می گردد. بطورکلی در زمان کاشت به ازای هر چاله 10-8 کیلوگرم کوددامی پوسیده به همراه 100-80 گرم کود ازته، 80 – 60 گرم کود فسفاته و 120-80 گرم کود پتاسه و مخلوط کردن آنها با خاک رو (سطح الارض) در زیر گودال و خاک زیر (تحت الارض) در روی چاله انجام می شود.

5-8 انتخاب نهال:

برای احداث باغ فندق بایستی از پاجوش ریشه دار یکساله و دوساله که حداقل 60 سانتی متر ارتفاع و 2- 5/1 سانتی متر قطر، دارای ریشه کافی و گواهی سلامت باشد، استفاده گردد.

1.       کاشت نهال: پس از انجام آرایش (هرس ریشه) نهالها در وسط چاله های کاشت قرار گرفته و خاکی که قبلاً آماده گردیده است، (مطابق بند4-8) به آرامی در اطراف ریشه نهال ریخته شده و  با پا کوبیده می شود تا محفظه های هوا در حفره های داخل ریشه باقی نماند. پس از کاشت، عملیات سربرداری از ارتفاع 60 سانتی متر از سطح خاک با برش مورب (45درجه) انجام شده و با چسب باغبانی محل برش پوشانده شود. همچنین انجام آبیاری اولیه بلافاصله پس از کاشت الزامی است.

 

9- (دستور العمل اجرایی اصلاح باغ درجه 2 فندق به درجه 1)

1-9 تغذیه:

نیاز کودی براساس نتایج تجزیه خاک و برگ تعیین می گردد. کودهای شیمیایی باتوجه به سن درخت به ازای هر درخت سالیانه 500 – 300 گرم ازت، 400 – 200 گرم فسفر و 200 – 100 گرم پتاسیم به خاک اضافه گردد. زمان پخش کودهای فسفره و پتاسیم در اسفندماه و کود ازته در دو نوبت در ماههای اردیبهشت و خرداد در سایه انداز درخت همراه با 20-10 کیلوگرم کوددامی پوسیده به روش چالکود در چهارطرف درخت به خاک اضافه می گردد. ضمناً میزان کودهای میکرو براساس نتایج آنالیز خاک و برگ تعیین و توصیه می گردد.

2-9 مبارزه با آفات و بیماریها:

درصورت مشاهده خسارت بیش از حد آستانه اقتصادی آفات و بیماریهای مهم فندق، عملیات مبارزه با آفات و بیماریهای فوق الذکر بایستی براساس دستورالعمل سازمان حفظ نباتات صورت پذیرد.

3-9 تربیت و هرس:

هرس درختان بالغ فندق به حذف شاخه های خشک شده و خسارت دیده و شاخه های مسن و یا آنهایی که بیش از حد به طرف زمین رشد می نمایند محدود می شود. به طور کلی هرس درختان بالغ فندق به دو روش زیر صورت گیرد:

1-3-9:

حذف 50 درصد از سطح باردهی درخت در 20 درصد از درختان کل باغ که در طی 5 سال کل درختان باغ هرس می گردند.

2-3-9:

هرس سالیانه و حذف 10 درصد از باردهی درخت در کل درختان باغ در تمام مراحل، محل هرس با چسب باغبانی پوشانده شود.

4-9 کنترل یا حذف پاجوشها:

یکی از خصوصیات درخت فندق تولید فراوان پاجوش می باشد. پاجوشها علاوه برکاهش میزان انرژی و موادغذایی (درخت) سبب تاخیر در باردهی درختان می گردند. بنابراین باید نسبت به حذف و کنترل پاجوشها از طریق مکانیکی (استفاده از قیچی، اره و ...) و یا شیمیایی در زمانهای مناسب اقدام نمود.

5-9 آبیاری:

حتی الامکان استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار بمنظور بالابردن راندمان آبیاری و کاهش تلفات پرت آب، توصیه می شود. ضمناً در باغهائی که استفاده از سیستم مذکور امکان پذیر نیست، توصیه می شود سیستم آبیاری سنتی (کرتی و غرقابی) به سیستم آبیاری نواری (جوی و پشته) تبدیل گردد. نیاز آبی فندق 10000 – 8000 مترمکعب در هکتار است که باتوجه به سن درختان و شرایط آب و هوایی منطقه تعیین می گردد.

جدول شماره 1- نیاز آبی درختان فندق در سنین مختلف در هر نوبت آبیاری

سن درخت

سال اول تا دوم

سال دوم تا پنجم

سال پنجم تا دهم

سال دهم تا پانزدهم

بالاتر از 15سال

میزان آبیاری

(لیتر در درخت)

10-5

20-15

40-30

60-45

70

 

ضمناً تعداد دفعات آبیاری باتوجه به شرایط منطقه، میزان بارندگی و میزان تبخیر و تعرق خصوصاً در ماههای گرم سال تعیین می گردد.

6-9 مبارزه با علفهای هرز:

 کنترل علفهای هرز در باغهای فندق به دو روش مکانیکی (کولتیواتور زنی) و شیمیایی صورت می گیرد. در صورت لزوم بسته به نوع و رشد علف هرز می توان از سموم سیمازین، دیورون، پاراکوآت و ... به نسبت 5/4 – 2/2 کیلوگرم در هکتار استفاده نمود.

 

10- (دستورالعمل اجرایی نگهداری باغ مدرن و تجاری فندق)

      قابل ذکر است که تمامی موارد ذکرشده در دستورالعمل اجرایی اصلاح باغ مدرن و تجاری فندق (بندهای 1-9 تا 6-9) در دستورالعمل نگهداری باغ فندق نیز قابل اجرا می باشد. ضمناً درصورت خشک شدن نهالهای تازه کشت شده، توصیه می گردد در فصل خواب درختان بادرنظر گرفتن شرایط آب و هوایی منطقه (آذرماه لغایت اسفندماه) عملیات واکاری انجام شود.

 

11-(دستورالعمل اجرایی اصلاح و نوسازي باغ درجه 2 فندق)

1-11 اصلاح وتربيت درختان:

 هدف از اصلاح و تربيت درخت قطع قسمتهايي از يك درخت است كه براي بدست آوردن شكل واسكلت مطلوب درخت انجام مي شود.همچنين حفظ عادت رشد طبیعی درختان و بارآور کردن آنها و سهولت انجام کارها از ديگر اهداف هرس اصلاحي مي باشد.اين كار شامل 2 عمليات متفاوت شاخه برداري و سربرداري مي باشد:

1-1-11  شاخه برداری ( تنک کردن):

شاخه برداری برای بازکردن ، تنک کردن تاج و کنترل بلندی درخت بکار میرود. شاخه برداری با کاستن از چوب ، رقابت برای مواد غذائی را کاهش داده و در مجموع سبب تقویت شاخه های باقیمانده میشود. شاخه ها به طور کامل با بریدن آن در محل اتصال به شاخه اصلی بايستي حذف شوند.

2-1-11  سربرداری:

حذف قسمتی از یک شاخه ، هرس سربرداری است. سربرداری بیشتر از شاخه برداری سبب تقویت رشد منطقه ای و درخت میشود، چون جوانه های باقیمانده را از غلبه جوانه انتهائی آزاد میکند و به دلیل اینکه جوانه ها در نزدیکی نوک شاخه تجمع دارند سربرداری تعداد نسبتاً زیادی از نقاط رشد بالقوه را حذف کرده و بنابراین جوانه های باقیمانده را تحریک می کند. حذف انتهای شاخه به این معنی است که کربوهیدراتهای ذخیره شده در قسمت پائین شاخه هنوز برای نقاط رشد قابل دسترسی است.

2-11 اصلاح ساختار بستر:

1-2-11 بازسازي انهار:

اصلاح ومرمت انهار به منظور استفاده بهينه از منابع آبي موجود ضروري مي باشد.  دراين راستا جلوگيري از هرز آب و حذف علفهاي هرز به منظورجلوگيري از پراكنش بذور آنها بسيار مهم مي باشد. 

2-2-11 اصلاح سيستم آبياري:

سیستم قطره ای در حداقل کردن محدودیت های فیزیکی خاک بسیار موثر تر از سیستم های آبیاری سطحی هستند.

سیستم های قطره ای آب را به مقدار بسیار کم و با کنترل دقیق به کار میبرند و بسیار بهتر با نفوذپذیری خاک انطباق می یابند. هنگامیکه مقدار کم آب آبیاری در دفعات زیاد به طوری به کار رود که با مصرف آب گیاه انطباق یابد نتایج بهتری در بر خواهد داشت.

نیاز آبی فندق بر حسب منطقه و رقم 10-8 هزار متر مکعب برای هر هکتار در سال می باشد. در آبیاری قطره ای نیاز آبی حدود 8-6 هزار متر مکعب برای هر هکتار در سال می باشد.

3-2-11  ايجاد بانكت و تراس:

هدف اصلي در حقیقت بهره برداری حداكثر از نزولات آسماني بويژه در اراضي شيبدار است لذا می بایست اقداماتی را اعمال کرد تا ناحيه ريشه از بيشترين ذخيره آب برخوردار شود. بر اين اساس روش هاي جمع آوري آب باران به انواع مختلفي تقسيم بندي مي شوند كه در اينجا به  بانكت و تراس اشاره مي شود:

1-3-2-11 بانكت :

 با ايجاد چاله هاي هلالي شکل به شعاع 4-2 متر و در امتداد خطوط عمود بر جهت شيب اصلي دامنه ها مي توان بانکت هلالي را بوجود آورد.

2-3-2-11 تراس:

 در این روش روي خطوط هم تراز، تراس احداث نموده و برای انجام آن می بایستی شيب طبيعي دامنه كوه به چند پله تقسيم شود.

4-2-11  تسطيح ناهمواري هاي سطح باغ:

به منظور سهولت در تردد ادوات باغي و امكان انجام بهتر عمليات داشت و برداشت لازم است كه پستي وبلندي ها ي موجود در بين درختان تسطيح گردند.

3-11 اصلاح فيزيكي و شيميايي خاك:

هدف از اصلاح فيزيكي خاك بهبود شرايط فيزيكي خاك از نظر ساختمان وبافت خاك مي باشد، اينكار از طريق  خاك ورزي ويا افزودن كودهاي دامي ، سبز و... امكان پذير مي باشد.

هدف از اصلاح شيميايي خاك بهبود وضعيت خاك از نظر تامين عناصر غذايي مورد نياز براي رشد گياه و همچنين اصلاح اسيديته ( pH ) و شوري خاك (Ec ) مي باشد.

 

4-11 اصلاح سيستم كاشت:

1-4-11 تعديل تراكم:

اگر تراكم در داخل باغ بدليل زياد يا كم بودن تعداد درختان نا مناسب باشد  و يا  درختان بصورت  نامنظم كشت شده باشند بطوريكه عبور ومرور ادوات در داخل باغ را با مشكل روبرو  كنند مي بايست درختان نامناسب  را حذف  و در صورت لزوم واكاري نمود.

2-4-11 تنظيم فواصل بين درختان:

در فندق فواصل کاشت 5×4 متر و بصورت سیستم مستطیلی می باشد و در مناطق کوهستانی فواصل کاشت  متر 4×4 بر روي خطوط تراز می باشد.

 5-11 نگهداري باغ تا زمان باردهي اقتصادي مجدد:

اين عمليات شامل مواردي نظير شخم ساليانه بين رديفها ، تهيه ، حمل  و پخش كودهاي دامي وشيميايي، مبارزه با  آفات، بيماريها و علفهاي هرز، هرس و... مي باشد.

 

12-(دستورالعمل اجرائی جایگزینی باغهای فندق درجه 3)

      باتوجه به اینکه عملیات اصلاح در باغهای درجه 3 مقرون به صرفه نمی باشد. عملیات جایگزینی به شرح ذیل در این باغها صورت می گیرد:

1-8 حذف درختان مسن و قدیمی:

این درختان، به طور کامل ریشه کن شده و پاکسازی می شوند و درختان حذف شده به بیرون باغ حمل می شوند. سپس نسبت به شخم عمیق و عمود برهم و تسطیح زمین اقدام می شود.

2-8 مرحله کاشت:

 به ترتیب شامل طراحی باغ، پیاده نمودن نقشه باغ، خرید، حمل و پخش کودهای دامی و شیمیائی، حفر چاله کشت، تهیه نهال شناسه دار و مرغوب، کاشت نهال و آبیاری است.

3-8 مرحله نگهداری:

شامل مبارزه با آفات و بیماریها و علفهای هرز، هرس فرم دهی اولیه، شخم سالیانه بین ردیفها و واکاری است. دقت در انجام عملیات این مرحله ضروری است.

4-8 سیستم آبیاری تحت فشار:

عملیات مربوط به تغییر سیستم آبیاری بهتر است که پس از مشخص شدن محل غرس نهالها انجام گیرد.

 

بیان مشکلات بخش کشاورزی ازنا در مراسم معارفه فرماندار جدید ازنا

 

بر اثر خشکسالی/

100 حلقه از چاههای کشاورزی ازنا خشک شدند

خرم آباد - خبرگزاری مهر: رئیس جهاد کشاورزی شهرستان ازنا گفت: در حال حاضر بیش از 100 حلقه از چاههای کشاورزی این شهرستان بیش از 50 درصد خشک شده اند.

به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، نبی هداوند در جلسه بررسی مشکلات شهر ازنا در کانون فرهنگی هنری آفرینش شهرستان ازنا اظهار داست: خشکسالی خسارات زیادی به بخش کشاورزی این شهرستان وارد کرده است که برای رفع این مشکل باید تسهیلاتی در اختیار کشاورزان قرار داده شود.

وی تصریح کرد: وضعیت خسارات به کشاورزان به گونه ای است که بسیاری از کشاورزان ازنایی توان پرداخت اقساط تسهیلاتی که برای آبیاری تحت فشار مزارع خود گرفته اند را ندارند.

رئیس جهاد کشاورزی شهرستان ازنا با اشاره به وجود مشکلاتی برای برقی کردن چاههای کشاورزی این شهرستان، تصریح کرد: اجرای کامل طرح آبیاری تحت فشار منوط به برقی کردن چاههای کشاورزی است.

130 کشاورز در انتظار تسهیلات خرید تراکتور

هداوند از روند اعطا تسهیلات به کشاورزان این شهرستان انتقاد کرد و گفت: در حال حاضر پرونده خرید 130 دستگاه تراکتور از سوی کشاورزان در سطح بانک کشاورزی موجود است که این تسهیلات هنوز پرداخت نشده است.

وی تصریح کرد: عدم پرداخت تسهیلات به کشاورزان گلایه مندی و اعتراض کشاورزان ازنایی را به دنبال داشته است.

رئیس جهاد کشاورزی شهرستان ازنا یادآور شد: در حال حاضر بانک کشاورزی در کل شهرستان ازنا تنها یک شعبه دارد که باید تمهیداتی برای افزایش تعداد شعب این بانک به منظور رفع مشکلات کشاورزان ازنایی اندیشیده شود.

قطب تولید سیب زمینی لرستان فاقد سیلو ذخیره است

هداوند با اشاره به استعداد شهرستان ازنا در زمینه تولید سیب زمینی، گفت: در حال حاضر این شهرستان فاقد سیلو ذخیره سیب زمینی است که باید هر چه سریعتر در زمینه چاره اندیشی شود.

رئیس جهاد کشاورزی شهرستان ازنا با تاکید بر اینکه جایی برای ذخیره محصولات کشاورزی پس از خرید تضمینی آنها وجود ندارد، عنوان کرد: سالانه بیش از دو هزار و 250 هکتار سیب زمینی در ازنا تولید می شود ولی هیچ سیلو و محلی برای ذخیره آنها وجود ندارد.

وی با اشاره به مقام اول شهرستان ازنا در تولید لوبیا در کل کشور، خاطر نشان کرد: در حال حاضر این شهرستان با سطح زیر کشت هشت هزار و 500 هکتار لوبیا بیش از پنج هزار بهره بردار در این حوزه دارد.

هداوند افزود: با وجود اینکه شهرستان ازنا رتبه نخست تولید لوبیا در سطح کشور را دارد ولی مرکز تحقیقات کشاورزی لوبیا در شهرستان خمین قرار دارد که باید در این زمینه نیز تمهیداتی اندیشیده شود.

تاریخ انتشار، تهران: ۱۶:۴۷  ,  ۱۳۸۸/۰۸/۰۵

--------------------------------------------------------------------------------
امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاري مهر " مجاز می باشد

 

1800 كشاورز ازنا تحت پوشش بيمه تامين اجتماعي قرار گرفتند

1800 كشاورز ازنا تحت پوشش بيمه تامين اجتماعي قرار گرفتند

بروجرد - مدير جهاد كشاورزي ازنا گفت : امسال با همكاري سازمان تامين اجتماعي ، بيش از يك هزار و 800 نفر از كشاورزان شهرستان ازنا تحت پوشش بيمه قرار گرفتند.

'نبي هداوند' روز چهارشنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: كشاورزان تحت پوشش مي توانند از خدمات درماني و رفاهي بيمه تامين اجتماعي ارزان قيمت استفاده نمايند.

وي بيان داشت : كشاورزان تحت پوشش تامين اجتماعي با رابطه پدر و پسري ماهانه 220 هزار ريال و رابطه كارگري و كار فرمايي ماهانه 315 هزار ريال به عنوان خق بيمه پرداخت خواهند كرد.

هداوند اضافه كرد: كشاورزان بيمه شده از اين پس از كليه مزاياي بيمه تامين اجتماعي بهره مند مي شوند.

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 30300978

ازنا بزرگترین تولیدکننده لوبیا در کشور است

هداوند:

ازنا بزرگترین تولیدکننده لوبیا در کشور است

خرم آباد - خبرگزاری مهر: مدیر جهاد کشاورزی شهرستان ازنا گفت: این شهرستان بزرگترین تولیدکننده لوبیا در کشور است.

به گزارش خبرگزاری مهر، نبی هداوند در این رابطه اظهار داشت: سطح زیر کشت انواع لوبیا در شهرستان ازنا حدود 9 هزار و 100 هکتار است.

وی ادامه داد: پیش بینی می شود از این سطح بیش از 27 هزار تن محصول لوبیا برداشت شود.

مدیر جهاد کشاورزی شهرستان ازنا متوسط برداشت لوبیا در این شهرستان را 3 تن در هر هکتار اعلام کرد و یادآور شد: این میزان بیش از هزار و400 کیلوگرم بیشتر از متوسط کشوری است.

هداوند با اشاره به وجود بزرگترین مزارع یکپارچه لوبیا کشور در ازنا، بر لزوم لزوم تاسیس پژوهشکده لوبیا در این شهرستان تاکید کرد.